کجا در بزم او جای چو من دیوانهای باشد
مقام همچو من دیوانهای، ویرانهای باشد
چو مجنون تازه سازم داستان عشق و رسوایی
که این هم در میان مردمان افسانهای باشد
من و شمعی که باشد قدر عاشق آنقدر پیشش
که چون خود را بسوزد کمتر از پروانهای باشد
میان آشنایان هر چه میخواهی بکن با من
ولی خوارم مکن چندین اگر بیگانهای باشد
مگو وحشی کجا میباشد ای سلطان مهرویان
کجا باشد مقامش گوشهٔ میخانهای باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حس دیوانگی و عشق سخن میگوید و به موقعیت ویژهای که دیوانگان در بزم عشق دارند اشاره میکند. او خود را در مقام معشوقی ویرانه میبیند که در میان بقیه، خاص است و داستان عشقش باعث رسواییاش شده است. با تأکید بر عشق و جانفشانی، به رابطهاش با دیگران و همچنین به حال و روز خود در برابر آشنایان و بیگانگان اشاره میکند. در نهایت، از جایگاهش در میان مردم، به ویژه در محیط میخانه، میگوید و از جستجو برای یافتن خود در این فضا صحبت میکند.
هوش مصنوعی: در بزم آن معشوق کجا برای کسی مثل من دیوانه جا هست؟ آیا چنین دیوانهای که به ویرانی افتاده، جایی در آن محفل دارد؟
هوش مصنوعی: اگر داستان عشق و رسوایی خود را مثل مجنون تازه کنم، این نیز در میان مردم به حدی معروف خواهد شد که به یک افسانه تبدیل شود.
هوش مصنوعی: من و شمعی که به اندازهٔ عشق عاشق ارزش داریم، آنقدر نزد او اهمیت داریم که اگر خود را بسوزد، به اندازهٔ پروانهای هم اهمیت نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: با آشنایان هر کاری که میخواهی انجام بده، اما مرا بیاحترامی نکن، حتی اگر آشناهایت هر اندازه هم که باشند، چون من همیشه برای تو ارزشمند هستم.
هوش مصنوعی: وحشی، یعنی شاعر، از سلطان مهرویان (زیبارویان) میپرسد که کجا میتواند باشد؛ آیا او در گوشهای از میخانه (محلی که در آن نوشیدنی سرو میشود) حضور دارد یا نه؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانهای باشد
ز شور عشق او بر هر زبان افسانهای باشد
محبت هر دلی را قابل الفت نمیداند
تجلی کی چراغافروز هر پروانهای باشد
ز دریای محبت ره به ساحل میبرد شوقی
[...]
چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
تو گنجی گنج را جا گوشه ی ویرانه ای باشد
نباشد بزم تو جای من دیوانه جای من
به کنج گلخنی یا گوشه ی ویرانه ای باشد
ز پا اندازدم اندوه دوران گرنه یک ساعت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.