از جهان رفت «میرفضل الله»
پاک چون از سواد دیده نگاه
از گل جنتش چو بود سرشت
باز خود را کشید سوی بهشت
تشنهاش بود چون لب کوثر
لب نکرد از شراب، هستی تر
بست بهر خرید جنس بقا
بار جان سوی بندر عقبی
نخلی افگنده شد به خاک هلاک
که چو او کم فتاده بود به خاک
دست دوران ز باغ حسن سیر
بسته گلدستهای چنین کمتر!
در نکویی، ز جمله افزون شد
آدمی این قدر ملک چون شد؟!
نیک ذات، ظاهر از خویش
همچو نور سیادت، از رویش
فرقتش، سوخت یار و همدم را
رفتنش، داغ کرد عالم را
دوریش طاقت از میان برداشت
رحلتش صبر در کسی نگذاشت
بهر تاریخ، عقل را جستم
بود او نیز بیخود از این غم
باز آمد ز بیخودی چو به خود
گفت:«وی، همنشین جدش شد»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی مرگ "میرفضل الله" است که با پاکی و عرشنشینی خود به بهشت میرود. شاعر به وصف حال او میپردازد و میگوید که در زندگی دلبسته به جاودانگی و بقا بود و برای رسیدن به آن تلاش کرد. این آدمی که در خوبی و نیکی برجسته بود، با رفتن خود باعث اندوه دوستان و نزدیکانش شده و در دلنوازی او تأثیر بسیاری بر جای گذاشته است. در نهایت، شاعر به یادآوری این شخصیت بزرگ و اثرات او بر دیگران اشاره میکند.
هوش مصنوعی: میرفضل الله مانند کسی است که از این دنیا رفته و به پاکی از دورنگی و زشتی نگاه کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی ویژگیهای خوب و زیبای او از بهشت سرچشمه گرفته باشد، طبیعتاً او خود را به سمت بهشت میکشد.
هوش مصنوعی: او به شدت تشنه بود اما به جای نوشیدن شراب، از سرچشمه کوثر که زندگیبخش و روحانگیز است لب نزد و باعث شد وجودش بیشتر از قبل تحت تاثیر قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: برای تهیه و خرید چیزهایی که دوام و ماندگاری دارند، باید کوشش کنیم و جان خود را به سمت مقصدی بهتر و امنتر هدایت کنیم.
هوش مصنوعی: یک درخت خرما به زمین سقوط کرد، در حالی که او مانند دیگر درختان کمتر به زمین افتاده بود.
هوش مصنوعی: دست زمان از باغ زیبایی، گلهایی کمنظیر و خوشبو را کمتر چیده است.
هوش مصنوعی: در خوب بودن، انسان به حدی برجسته شد که مثل یک ملک و پادشاه شده است.
هوش مصنوعی: انسان نیکوکار، همچون نوری که از چهرهای با شرافت تابیده، زیبایی و بزرگی خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: فراق و جدایی او، دوست و همراهش را به شدت رنجور و آزرده خاطر کرد و رفتن او، همه جهان را متأثر و اندوهگین ساخت.
هوش مصنوعی: دوری او طاقتفرسا بود و بعد از رفتنش، دیگر هیچ کس نمیتوانست صبر داشته باشد.
هوش مصنوعی: برای تاریخ، به دنبال عقل بودم، اما او نیز از این اندوه بیخبر و غافل بود.
هوش مصنوعی: او از حالت بیخودی برگشت و وقتی به خود آمد، گفت: «بله، او همراه جدش شد.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.