بگرامی برادر جانی
که مبادا بدش ز دور فلک
آن بتن مردمی، بجان یاری
آن بخلق آدمی، بخلق ملک
داد یکدانه گوهری ایزد
چه گهر؟ بهر چشم دل عینک!
عمر و توفیق، سرنوشتش باد
حرف غم گرددش ز خاطر حک
تا برد ره بکعبه مقصود
جاده شرع باشدش مسلک
تا برد ره بکعبه مقصود
جاده شرع باشدش مسلک
گردد از نخل عمر برخوردار
نشود لطف حق از او منفک
بهر تاریخ مولدش، گفتم:
«به شب مبعث آمد این کودک »
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه به برادر جانی اشاره دارد و درباره اهمیت و ارزش زندگی اشاره میکند. شاعر از خداوند خواسته که به برادرش توفیق عطا کند و او را در مسیر درست هدایت کند. او به تأثیر مثبت و نعمتهای الهی بر زندگی انسانها اشاره میکند و از تولد برادرش در شب مبعث پیامبر (ص) یاد میکند. در کل، متن به دعای خیر و آرزوی موفقیت برای برادر و نزدیکی به حق و حقیقت میپردازد.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیزم، خواهش میکنم نگران نباش و از دوری آسمان غمگین نشو.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی اشاره دارد به همکاری و یاری انسانها به یکدیگر و همچنین به ایجاد فضایی مناسب برای زندگی آنها. در واقع، آنچه در اینجا مطرح شده، بیانگر اهمیت تعامل و همیاری میان انسانها و روح الهی یا نیروی بالاتر است. به عبارت دیگر، انسانها باید به یکدیگر کمک کنند و با عمل به روح امید و خوبی، فضایی شاعرانه و مطلوب برای زندگی همه ایجاد نمایند.
هوش مصنوعی: خداوند یک گوهر نایاب را به کسی داده است، اما آن فرد به جای دیدن زیباییهای آن با چشم دلش، از عینک استفاده میکند که مانع از درک واقعی آن میشود.
هوش مصنوعی: زندگی و موفقیت انسان به درستی ممکن است تحت تأثیر غم و اندوهی قرار بگیرد که از ذهنش بیرون نمیرود.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به کعبه، که مقصود و هدف ماست، باید از جادهای پیروی کنیم که بر اساس اصول و قوانین شرع باشد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خانه خدا، باید از مسیر درست و طبق قوانین شرعی حرکت کرد.
هوش مصنوعی: عمر انسان مانند نخی است که درختی را به بار میآورد، اما اگر در زندگیاش از نعمتهای الهی بهرهای نداشته باشد، این بهرهمندی هیچگاه از او جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: به خاطر تاریخ تولدش گفتم: «این کودک در شب مبعث به دنیا آمد.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای لک، ار ناز خواهی و نعمت
گرد درگاه او کنی لک و پک
یخچه بارید و پای من بفسرد
ورغ بر بند یخچه را ز فلک
تبنک را چو کژ نهی بیشک
ریخته کژ برآید از تنبک
تن ما زیر جامه های تنگ
گشت تازه ز بادهای خنک
اذا ما التبر حک علی المحک
تبین غشه من غیر شک
و فیناالغش والذهب المصفا
علی بیننا شبه المحک
ای نمودار ارتفاع فلک
ساکنانت مقدسان چو ملک
اوج سقف تو رازدار سماک
بیخ صحن تو همنشین سمک
در تمیز میان جنت و تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.