از حکم شاه بخرد، در دین ز حق مؤید
فرزند آنکه آمد، در شأن او تبارک
تا هست چرخ بیمهر، دوران مباد بی او
تا هست مهر بر چرخ، تاجش بود بتارک
خان عدالت آیین، تا گشت میر دیوان
هر سوی شد دهنها، لبریز از مبارک
گردنکشی ز سر نه، من بعد ای ستمگر
کو هست ظالمان را، بر فرقها بلارک
تاریخ این کرامت، زاندیشه خواستم گفت:
«پیوند این دو دولت، گردد بدو مبارک »



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان یافتن امیری در تاریخ میردیوانی میپردازد که به حکم شاه و از نسل شخصیتهای بزرگ و شایسته است. این امیر با صفتهای عدل و تقوا شناخته میشود و به او امیدهایی برای آیندهای بهتر تعلق میگیرد. با ظهور این امیر، مردم برکت و عدالت را در زندگی خود احساس میکنند و در مقابل ظلم و ستمگران ایستادگی میکنند. در نهایت، شاعر از پیوندی میان دو دولت و آرزوی نیکبختی برای آنها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در فرمان شاه خردمندی وجود دارد و در دین به حق تأسیس شده است. فرزند آن کسی که آمد، در شان و مقامش به بزرگی یاد شده است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که چرخ بیرحم در حرکت است، دوران بدون آن ممکن نیست. اما وقتی که محبت بر چرخ وجود دارد، زیبایی و ارزش آن درخشان خواهد بود.
هوش مصنوعی: پس از اینکه فرمانروا به عنوان حاکم عدالت به میدان آمد، هر جا که به نظر میرسید، مردم زبان به خوشحالی و شکرگزاری گشودند و همه پر از نیکویی و شادی شدند.
هوش مصنوعی: سرکشی و ظلمی که کردی، دیگر بس است. ای ستمگر، جا برای ظالمان کجاست که بر سر مردم بیگناه بیفتند؟
هوش مصنوعی: در تاریخ این نعمت، از فکر و اندیشه کمک خواستم و او گفت: «این دو کشور با هم، به همدیگر خوشبختی میآورند.»
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.