یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
از پای بدامن سر بیدرد سرم ده
جز گرد مذلت در خلق چه خیزد؟
عقلی بسر بیخرد در بدرم ده
زین چشم چه دیدم، بجز از عالم کثرت
چشم دگر از بهر جهان دگرم ده
در خانه دل گرد غم از روزن گوش است
گوشی ز خبرهای جهان بیخبرم ده
نی جای مقامست، گل و لای علایق
توفیق گذر کردن ازین رهگذرم ده
از سر مکنم سایه سودای غمت کم
زین بال هما دولت بیزور و زرم ده
پهلو چو تهی گشت ز عالم، پر و بالست
یارب بسوی خویشتن، این بال و پرم ده
در دشت تجرد نتوان خار غمی یافت
از لطف دلیلی سوی آن بوم و برم ده
خام بسر است از هوس سقف زر اندود
ویرانه در بسته بی بام درم ده
غولی چو أمل هست ره بندگیت را
از درد طلب بدرقه این سفرم ده
تا راه ترا شمع شود سرمه بینش
یک دیده دل وار از آن خاک درم ده
آیینه از زنگ هوس، خاک نشین است
خاکستری از آتش آه، سحرم ده
سرگرمی سودای هوی و هوسم سوخت
دلسردی ازین آتش ظلمت اثرم ده
از خشکی ز هدم نشود تخم عمل سبز
باران سرشک از رگ مژگان ترم ده
هر گه که برآید سخنت، گوش دلم بخش
هر جاکه نه حرفت گذرد، گوش کرم ده
بی اید تو، بر باد شد این عمر گرامی
از مردن با یاد تو، عمر دگرم ده
از گوش گران، گوش کشم شد سخن مرگ
پیشم سفری آمده، زاد سفرم ده
خوابی چو اجل هست و، خوری چون غم آنم
در بندگی خود، تن بیخواب و خورم ده
از خاک تو برداشتیم، هم تو کنم سبز
کردی ز غم خود چو نهالم، ثمرم ده
از سنگدلان گشته دم تیغ زبانم
آبش ز ره لطف، بخون جگرم ده
گردیده ام از فکر سخن رشته چو واعظ
از قلزم معنی همه یکتا گهرم ده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند میخواهد که دلش را قانع کند و از مشکلات و دردهای زندگی آزادش سازد. او به ناامیدی و موانع موجود در دنیا اشاره میکند و میخواهد دلی پاک و بینشی روشن به او هدیه دهد. همچنین از غمها و وابستگیهای دنیوی رنج میبرد و درخواست میکند تا از این دنیای مادی رهایی یابد و به حقیقت و خود واقعیاش نزدیکتر شود. شاعر در نهایت به دنبال امید و معانی عمیقتری از زندگی است و میخواهد که زندگیاش با یاد خدا پر شود.
هوش مصنوعی: ای خدا، دلی راضی و خشنود به من ببخش و از سرانجام بد و دردسرهای زندگی نجاتم بده.
هوش مصنوعی: به جز ننگ و خاری که از مردم به دست میآید، چه چیزی میتواند بیرون بیاید؟ عقلی که فاقد خرد و هوش باشد، مرا به دردسر میاندازد.
هوش مصنوعی: از این چشمی که دارم، جز زیباییهای دنیای مادی چیزی نمیبینم. ای کاش چشمی دیگر به من بدهی تا بتوانم دنیای دیگری را مشاهده کنم.
هوش مصنوعی: در دل من غم وجود دارد و از آنجا که گوشم به صدای دنیا نیست، از خبرهای آن بیخبرم.
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که نی، نماد روح و مقام معنوی است و در اینجا به سختیهای زندگی و وابستگیهای آن اشاره میکند. این شاعر از معشوق میخواهد که به او کمک کند تا از این موانع عبور کند و به مقصدی روحانی برسد. در واقع، او به دنبال توفیق و راهیابی در مسیر زندگی و معنویت است.
هوش مصنوعی: از دل و جان خود سایه آرزوی تو را دور میکنم، چون از این پرواز بلند به خوشبختی و ثروت تو بینیازم.
هوش مصنوعی: وقتی که از دنیا و مشکلات آن خالی شوم و احساس تنهایی کنم، لطفا به من بال و پر بده تا بتوانم به سمت خودم پرواز کنم.
هوش مصنوعی: در دشت تنهایی، نمیتوان خار غمی یافت، اما با لطف و محبت کسی، میتوان به آن سرزمین و دیار رفت.
هوش مصنوعی: شخصی که هنوز تجربه و درک کافی ندارد، نباید به آرزوهای بزرگ و ناممکن دل ببندد، چرا که در نهایت به رنج و ناکامی خواهد رسید. خود را در جایی قرار میدهد که فاقد امکانات و حمایتهای لازم است.
هوش مصنوعی: در مسیری که برای بندگی و خدمت به تو انتخاب کردهام، وجود غم و ناامیدی نمیتواند مانع من شود. از تو میخواهم که در این سفر، به من یاری برسانی و حمایتم کنی تا بتوانم به هدفم برسم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم دل روشن شود و راه تو را روشن کند، از آن خاک (این دنیا) به من ثروتی بده.
هوش مصنوعی: آیینه به خاطر وسوسهها و تمایلات دنیوی، کدر و آلوده شده است و خاکستر ناشی از آتش درد و اندوه در برابر آن قرار دارد. ای صبح، به من نیکی و زندگی تازهای عطا کن.
هوش مصنوعی: اقیانوس آرزوها و خواستههایم مرا به آتش دلسردی میسوزاند و از این تاریکی، نور و اثر خوبی بر من نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر زمین خشک باشد، بذر عمل نمیتواند بروید؛ اما اشکهای بارانگونه از چشمانم، میتواند به آن بذر جان ببخشد.
هوش مصنوعی: هر زمان که سخنان تو به گوش من میرسد، دل من آمادهی شنیدنش است و هر کجا که کلام تو به من نرسد، من ناخواسته بیاعتنا هستم.
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، این عمر ارزشمند مانند باد پراکنده شد. از آنجا که با یاد تو میمیرم، عمر دیگری به من عطا کن.
هوش مصنوعی: من از گوش سنگین خود ندا را میشنوم که درباره مرگ سخن میگوید و به نظر میرسد سفر جدیدی در پیش دارم، پس مرا برای این سفر آماده کن.
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک خواب است که به پایان میرسد و من در این حالت از غم در بندگی خود، بیخواب و تنها به خوراک خود میپردازم.
هوش مصنوعی: از خاک تو برآوردهام و به خاطر تو جوانه زدم. از غم خود به مانند درختی که جوانه میزند، از تو میخواهم میوهای به من عطا کنی.
هوش مصنوعی: زبانم مثل تیغ تیز شده و از دل سنگدلان بیرون میآید. اما از لطف شما، مرا از این درد و زخم دل رهایی بخش.
هوش مصنوعی: از فکر و اندیشهام به جایی رسیدهام که مانند واعظی در عمق دریا، تنها یک گوهر ارزشمند به دست آوردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.