ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
دل بمرگ خود نهادیم و، ز جان برداشتیم
ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بود
قد دو تا کردیم، خود را از میان برداشتیم
صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلی
ما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم!
ضامن روزی زمین و آسمان و، ما ز خلق
منت نان از زمین و آسمان برداشتیم
نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض
گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس پیری و ضعف جسمانی خود اشاره میکند و با نگاهی تلخ به زندگی، از آنچه که در دوران جوانی گذشته و به بیحاصلی سپری شده، سخن میگوید. او به تغییرات ناشی از پیری اشاره میکند و از ناتوانی و از دست دادن امید صحبت میکند. شاعر احساس میکند که زندگی را با وجود نعمتها و فرصتها به بطالت گذرانده و در نهایت، به کمترین بهرهوری از عمر خود پرداخته است. او در این حال به گوشهگیری و دلسردی خود از زندگی معترف است.
هوش مصنوعی: با پیری و ناتوانی، از دنیا دست کشیدیم و به مرگ خود فکر کردیم و از زندگی دل کندیم.
هوش مصنوعی: پیری و ناتوانی ما را به زمین انداخت و کمبود تواناییهای جسمی ما را بسیار تحت تاثیر قرار داد. اما با این حال، ما تلاش کردیم و خود را از این شرایط سخت بیرون کشیدیم.
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای ما بیثمر گذشته است و نتیجهای از کارهایمان نداشتهایم. چه دستاوردهایی از این آب جاری به دست آوردیم؟
هوش مصنوعی: کسی که روزی زمین و آسمان را تأمین میکند، ما از نعمتهای خلقت و روزی آنها بهرهمند شدهایم و نیازی به منتگذاری نداریم.
هوش مصنوعی: دنیا با تمام زیباییها و نعمتهایش به ما عرضه شد، اما ما خودمان تصمیم گرفتیم که از آن کنارهگیری کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.