باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
سراپا از شکستم پر، ولی زنجیر شیرانم
گریزان آنچنانم از میان مردم عالم
که وحشت میکنم تا درمیان گوشه گیرانم
بهر کس خویش را بندم، نسازد هفته یی بامن
تو گویی از سیه بختی، خضاب موی پیرانم
بشمعی خانه فانوس روشن شد، عجب نبود
کند گر یاد او از جمله روشن ضمیرانم
به ظاهر گرچه بیقدرم، خدا قدر مرا داند
که گر خاکم، ولی خاک قدمهای فقیرانم
سعادت چیست، غیر از راحت خلق جهان جستن؟
شود جغدم اگر مهمان، بشو گو خانه ویرانم!
بقای نوجوانی را از آن بر خویش ننویسم
که سرمشقی است در پیش نظر از عمر پیرانم
پر است از گفتگویم دفتر ایام و من واعظ
ز غم گریان و نالان چون نی کلک دبیرانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات و تجربیات شاعر در مورد جایگاه و وضعیت خود در جامعه اشاره دارد. شاعر خود را مردی دلیر توصیف میکند که در دل شکسته و زخمهای فراوان، هنوز از قدرت و شخصیت شیران بهرهمند است. او از ترس و تنهاییاش در میان مردم دیگر سخن میگوید و از بخت بد خود گلایه میکند. در عین حال، به این نکته اشاره میکند که افراد با ارزش او را میشناسند و خداوند قدر او را میداند، حتی اگر به ظاهر بیقدر به نظر برسد. در نهایت، شاعر به موضوع سعادت و خدمت به خلق میپردازد و تاکید میکند که زندگی او پر از درد و رنج است، همانند یک نغمه غمگین. این شعر ترکیبی از اندیشههای عمیق و عواطف پیچیدهی انسانی است.
هوش مصنوعی: با این کمبودها و نواقص، من هنوز یک فرد شجاع و دلیر هستم. اگرچه به ظاهر شکسته و آسیبدیده به نظر میرسم، اما در درونم همانند شیران قوی و پابرجا هستم.
هوش مصنوعی: من آنچنان از مردم دوری میکنم که حتی وقتی در جمع گوشهنشینان هستم، احساس ترس میکنم.
هوش مصنوعی: هر کسی را به خودم وابسته کنم، هیچکس نمیتواند هفتهای را با من بگذراند. انگار از بدشانسی، موی سفیدان را رنگ کردهام.
هوش مصنوعی: با روشن شدن شمعی، خانه مانند فانوس درخشان شد. عجیب نیست اگر یاد او، من را هم از جمله افرادی که همیشه روشن فکر و آگاهند، قرار دهد.
هوش مصنوعی: اگرچه به نظر میرسد که ارزش چندانی ندارم، اما خدا میداند که چه جایگاهی دارم. هرچند که ممکن است به خاک شبیه باشم، اما خاک پای فقیران برای من ارزش و اهمیت پیدا میکند.
هوش مصنوعی: سعادت چیست جز این که انسان در پی آسایش و آرامش مردم باشد؟ حتی اگر موجودی مانند کرم در خانهام مهمان شود، از آن مهمان از خودم میگذرم و میگویم که خانهام ویران است.
هوش مصنوعی: نمیتوانم بگویم که جوانیام را مدیون کسی هستم، چون تجربههای زندگی پیران برای من الگو و یادآوری از گذر زمان است.
هوش مصنوعی: دفتر خاطراتم پر از صحبتها و گفتگوهاست و من مانند واعظی ناراحت و گریان هستم، شبیه به نی که ناله میزند و قلم نویسندگان در دستم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.