تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
باز است بشکر تو ستمگر لب زخمم
هرگز نگرفته است دهنها بزبانها
خویی که گرفته است بخنجر لب زخمم
جز شکوه بیمهریت از دل نتراود
گر تیر تو انگشت نهد بر لب زخمم
چندان نمکیده است لب گریه دلم را
کز آب دم تیغ، شود تر لب زخمم
حرف ستمش را، بدو لب باز توان گفت
یک لب، لب تیغ و، لب دیگر لب زخمم
از لذت شمشیر تو در خاک عجب نیست
گر مور چو خط جمع شود بر لب زخمم
بر آینه تیغ ستم پیشه قاتل
حیران شده چون دیده جوهر لب زخمم
تا چاک دلم بخیه تسلیم گرفته است
نگذشته دگر حرف بهی بر لب زخمم
واعظ دلم از درد بفریاد درآید
دندان خدنگی نگزد گر لب زخمم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عواطف و دردهای ناشی از خیانت و ستم میپردازد. شاعر با استفاده از تصویر لب و زخم، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به تکرار زخمهای روحی و جسمیاش اشاره میکند و به تلاطم ناشی از این زخمها میپردازد. در کل، شعر بیانگر حسرت و اندوهی است که از ستم دیگران بر دل شاعر نشأت میگیرد و او را در وضعیتی از درد و پریشانی قرار داده است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که شمشیرت را بر لب زخم من گذاشتهای، زخم من هنوز باز است. باید شکرگذار تو باشم که ای ستمگر، زخم من همین جا باقی مانده است.
هوش مصنوعی: هیچ زبان و دهانی نتوانسته است آنچه را که خنجر زخم لب من بر زبانم آورده، به خوبی بیان کند.
هوش مصنوعی: تنها در سایهی زیبایی و جذابیت تو، درد و رنج من فراموش میشود، حتی اگر تیر محبتت به زخم من برخورد کند.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر از غم و ناراحتی پر است که انگار از اشکهایش لبهایم خیس شده و این وضعیت به قدری دردناک است که حتی زخمهای آن نیز از رنج و اندوه جاری است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درباره مضمون این بیت صحبت کنم، میتوانم بگویم که فردی در این شعر به دو حالت یا وضعیت متفاوت اشاره میکند. یک سو، بیانگر حرفی است که با تندی و خشونت مطرح میشود و سمت دیگر، به جراحت و زخمهای روحی اشاره دارد. او میگوید که گاهی اوقات حقایق سخت را میتوان با زبانی تند و بیرحمانه بیان کرد، در حالی که در دیگر سو، زخمهای عاطفی و آسیبهای عمیق او وجود دارد که میخواهد از آنها حرف بزند. این تضاد میان شدت و حس آسیب، نشاندهندهی دو وجه از احساسات و تجربیات انسانی است.
هوش مصنوعی: از لذت شمشیر تو در خاک تعجبی نیست، اگر مور هم هنگامی که زخمم را میبیند، به صف بیافتد.
هوش مصنوعی: تیغ ستمگری که به دست قاتل است، وقتی به آینه نگریسته، از دیدن اثر زخم لبم شگفتزده شده است.
هوش مصنوعی: دلم با زخمهایش به آرامش رسیده و دیگر نیازی به گفتن هیچ کلمهای نیست.
هوش مصنوعی: واعظ دل من از شدت درد فریاد میکشد، اگرچه دندان تیر بر لبهای زخمیام نزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.