از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
وز خموشی غیر را با خویش محرم کرده ام
هر دمی از زندگی پامال فکری میشود
عمر خود را جاده غمهای عالم کرده ام
سر نپیچیده است از تأثیر افغانم دلی
پادشاهی در جهان از دولت غم کرده ام
همچو من نخلی ندارد گلشن آزادگی
در جنون تا ریشه زنجیر محکم کرده ام
عالمی گردیده در خاطر، غم عالم مرا
ترک خود واعظ چه گویم،ترک عالم کرده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و درونی خود سخن میگوید. او از رازهایی که در دل دارد، پرده برمیدارد و بیان میکند که درد و غم او در زندگی به حدی بوده که عمرش را تحت تأثیر افکار غمگین سپری کرده است. او همچنین بکوشش خود برای مقابله با مشکلات اشاره میکند و بیان میدارد که در این راه، خود را از دیگران دور کرده و به نوعی به تنهایی و جنون مبتلا شده است. در پایان، شاعر بیان میکند که مشکلات و غمهای دنیایی او را تا حدی تحت تاثیر قرار داده که از بیان مشکلاتش ناتوان شده است.
هوش مصنوعی: من رازهای درونم را نشان دیگران دادهام و از طریق سکوت خود، رابطهای خاص با دیگران برقرار کردهام.
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگیام تحت تأثیر افکار و اندیشهها میگذرد و من عمرم را صرف اندوهها و مشکلات دنیا کردهام.
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر نالهها و فریادهای افغانها قرار گرفته و حالتی پادشاهانه در آن احساس میشود، در حالی که از مشکلات و غمها رنج میبرم.
هوش مصنوعی: در باغ آزادگی، هیچ کس به اندازه من ریشه در زنجیر ندارد. من به شدت به جنون خود وابسته شدهام و مانند نخل، هیچ همتایی ندارم.
هوش مصنوعی: در ذهن من تفکری شکل گرفته که غم این دنیا را رها کردهام. ای واعظ، چه بگویم وقتی که خودم از این دنیا دل بریدهام؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.