نبود این همه گشتن پی دنیا لایق
خرده جویی است نه از همت والا لایق
شربت مرگ ترا پیش لب اینک دارند
نیست دیگر ز تو دوشابدلیها لایق
شهر پاکان شده نزدیک، ترا نیست دگر
دل آلوده بصد گونه تمنا لایق
بجز از نقطه تجرید و، بعالم خط نسخ
نیست دیگر سخن خال و خط از ما لایق
چند کو کوزن سر و قد و بالا؟ اکنون
نبودت جز طلب از عالم بالا لایق!
بر سرت هست فلکها ز عزیزی لرزان
نیست لرزیدن تو بر سر دنیا لایق
نگشودیم درین غمکده گر چشم، چه باک؟
نیست این منزل ناخوش بتماشا لایق!
از خردمند غم روزی فردا عیب است!
نیست امروز ترا جز غم فردا لایق
جز دل نازک پر خون، زغم صبح خمار
از تو دیگر نبود شیشه صهبا لایق
دوست چون از همه یکتاست، غمش را واعظ
نبود غیر دل از همه یکتا لایق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بحث درباره بیارزشی جستجوهای دنیوی و لزوم توجه به امور بالاتر میپردازد. شاعر میگوید که گشتن برای دنیا و تعلق به آن شایسته همت والا نیست و باید از برخی خواستهها و آرزوهای دنیا فاصله گرفت. او به مرگ اشاره میکند که به عنوان حقیقتی همواره نزدیک است و دلهای آلوده به تمناها را نپذیرفته میداند. شاعر همچنین تأکید میکند که تنها چیزی که لایق ماست، تجرید و تفکر عمیق است و توجه به امور سطحی و دنیاوی بیحاصل است. در نهایت، او به یکتایی دوست و غمش اشاره میکند و میگوید که تنها دل خالص شایسته عشق و دوستی است.
هوش مصنوعی: کوشش و تلاش برای به دست آوردن دنیا و مال و منال، ارزش اندکی دارد و شایسته انتقاد نیست؛ زیرا فرد با همت و اراده بالا نمیتواند در این امور کوچک و بیمعنی غرق شود.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که در حال حاضر شربت مرگ در مقابل تو قرار دارد و دیگر از تو چیزی باقی نمانده است. همچنین اشاره به این دارد که کسانی که بایستند با تو همراه باشند، دیگر صلاحیت ندارند.
هوش مصنوعی: شهر نیکان نزدیک شده است، دیگر دل آلودهای برای تو باقی نمانده که خواستههایت را شایسته کند.
هوش مصنوعی: تنها در حالت خالص و بیقید، صحبت از زیبایی و نقاشی بیفایدگی است و کلام دیگری وجود ندارد که به این موضوع مربوط باشد.
هوش مصنوعی: چند بار باید دنبال آن کسر و قد و قامت تو بگردم؟ اکنون که تو در جهان دیده نمیشوی، تنها خواستهام این است که از عالمی بالاتر طلبت کنم.
هوش مصنوعی: بر تو آسمانها به خاطر عزت و بزرگیات لرزان است، اما لرزیدن تو بر سر دنیا لایق و شایسته نیست.
هوش مصنوعی: در این خانه غمگین، اگر چشمی باز نکردیم، چه اهمیتی دارد؟ این مکان برای تماشا کردن خوشایند نیست.
هوش مصنوعی: ناامیدی از فردا و نگرانی در مورد روزهای آتی، برای فرد خردمند ناپسند است. اکنون جز غم و اندوه برای فردا چیزی برای تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: فقط دل نرم و پر از درد من از غم صبحی که دیگر سرحال نیستی باقی نمانده است، و دیگر شیشه شراب شایستهای برای این حال و روز نیست.
هوش مصنوعی: دوست فقط یک نفر است و در دل تنها کسی که میتواند غمش را بفهمد، همین دل خود آدم است. به همین خاطر، هیچ کس دیگری نمیتواند دردی که او دارد را درک کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.