باشد بکشت عمر تو برق فنا نفس
هردم که سرزند نه بذکر خدا نفس
گردم زنی ز عشق، ز هستی ببند لب؛
در بحر غوطه ور نتوان گشت با نفس
دردم چنان گداخت، که نتوان شناختن
کاین صورت منست در آیینه یا نفس
دیوار تن شکسته ز سیلاب زندگی
زان دم بدم کناره گزیند زما نفس
افتد چنانکه عضو برون رفته یی بجا
هردم چنان ز پیریم آید بجا نفس
با ما همیشه واعظ از آن در کشاکش است
خواهد که خویش را کشد از دست ما نفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون گذر زمان، فنا و تعلقات دنیوی پرداخته است. شاعر از بیثباتی زندگی و تأثیر عشق و یاد خدا بر وجود انسان صحبت میکند. او از دردهای زندگی و جدایی از نفس (خود) میگوید و به صورت نمادین به دیوار تن و حیات اشاره میکند. در نهایت، او به جدال درونی انسان با نفس اشاره دارد و میخواهد خود را از قید و بندهای مادی رها کند. این شعر نشاندهنده یأس و جستجوی معنا در زندگی است.
هوش مصنوعی: زندگی تو ممکن است به سرعت به پایان برسد و مرگ تو در هر لحظه، به مانند برقی ناگهانی، رخ دهد. بنابراین، هر زمانی که نفسی را فرو میآوری، بهتر است یاد خدا را فراموش نکنی و همیشه به ذکر او مشغول باشی.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، خود را از دنیا دور کن و زبانت را بسته نگهدار؛ زیرا نمیتوان در دریا غوطهور شد و همزمان نفس کشید.
هوش مصنوعی: درد من به حدی شدید است که دیگر نمیتوانم تشخیص دهم آیا این تصویری که در آینه میبینم، خودم هستم یا فقط نفس من.
هوش مصنوعی: زندگی مانند سیلابی است که دیوار جسم مرا شکسته و هر دم از من دور میشود.
هوش مصنوعی: اگر عضوی از بدن خارج شده باشد، هر لحظه نشانهای از پیری و نشانههای آن در مینماید.
هوش مصنوعی: واعظ همیشه در تلاش است که ما را از خودمان دور کند و ما را از دست دادن نفس خود بازدارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.