غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
دانه از آب گره گشت و، ازو بگشاید
در خور حوصله خویش برد هرکس فیض
طاقتی کو که نقاب از رخ او بگشاید؟
کشور فتح، مسخر ز شکست تو شود
این دیاریست که با تیغ عدو بگشاید
دل، خوش از صبر به تنگ آمده، کو زور غمی
که ز چاک دلم این بند رفو بگشاید؟!
آب شرمیست در آن رخ که نبندد صورت
کلک نقاش اگر چهره او بگشاید
کیست با او سخن کشتن واعظ گوید؟
سر حرفی مگر آن تندی خو بگشاید!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و غم صحبت میکند و اشاره میکند که غم میتواند هم باعث تنگی دل شود و هم گشایش آن. به نوعی، عشق و درد همراه هستند و هر کس به شیوهای به این احساسات پاسخ میدهد. شاعر به صبر اشاره دارد و میگوید که گاهی انتظار و تحمل، راهی برای رهایی از غم هستند. همچنین، او به زیبایی و لطافت در چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که چهره او نمیتواند پنهان بماند. در نهایت، شاعر میپرسد که کیست که میتواند با محبوب صحبت کند و از دردهای عشق بگوید.
هوش مصنوعی: غم او دل مرا تنگ کرده است، اما همان اوست که میتواند این تنگی را از بین ببرد. برای من همچون دانهای است که در آب گرفتار شده و فقط او میتواند آن را آزاد کند.
هوش مصنوعی: هر کس به اندازه ظرفیت خود بهرهوری میکند؛ چه کسی میتواند پرده از چهره او بردارد؟
هوش مصنوعی: این سرزمین که با شمشیر دشمن گشوده میشود، به واسطه پیروزی تو تسخیر خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل دیگر از صبر کردن خسته شده و از این وضعیت ناراحت است. چه نیازی به غم و اندوهی است که بتواند این درد و زخم را از دل من درمان کند؟
هوش مصنوعی: در چهرهی زیبا و دلنشینی که وجود دارد، هیچ آبی نمیتواند خود را پنهان کند؛ زیرا اگر آن چهره نمایان شود، هنر نقاشی دیگر هیچ معنی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: کیست که در موقع گفتگو با او، واعظ را به چالش بکشد؟ آیا ممکن است سر موضوعی، کسی حاضری پیدا شود که بتواند با تندی موضوع را پیش بکشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.