یاران ز خودستایی، پیوسته در خروشند
جنس هنر ندارد، زان روی خود فروشند
گیتی دهان افعی است، خلق زمانه دندان
بر جان خلق نیشند، در کام خویش نوشند
افسرده آتش مهر، کانون سینه ها را
یاران عجب نباشد با یکدگر نجوشند
زین دوستان عجب نیست، گویند اگر بد ما
هستند بس تنک، زان عیب کس نپوشند!
هر سوز حرف دنیا، از بسکه قیل و قالست
از حرف حق، چو واعظ، گویندگان خموشند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد خودستایی و ریاکاری اجتماعی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که دوستان و یاران فقط در حال ستایش خود هستند و نمیتوانند به عمق هنر و خلاقیت برسند. او دنیای بیرونی را به افعیای تشبیه میکند که زمانه به آن دندان میزند و مردم را آزار میدهد. همچنین، او از سردی و افسردگی احساسات واقعی در بین دوستان صحبت میکند و میگوید که وقتی از آنها برای نیش زدن به دیگران صحبت میشود، تعجبی ندارد. در نهایت، شاعر میگوید که حرفهای حق و واقعی کمتر شنیده میشود و کسانی که حقیقت را میگویند، خاموشاند.
هوش مصنوعی: دوستان همیشه در حال خودستایی و سر و صدا هستند. آنها هنر واقعی ندارند و به همین خاطر به نمایش خود میپردازند.
هوش مصنوعی: دنیا مانند دهانی است که مثل افعی خطرناک است و مردم زمانه مانند دندانی هستند که بر جان دیگران میگذارند و از درد و رنج آنها بهرهبرداری میکنند.
هوش مصنوعی: آتش عشق در دلها کمجان و سرد شده است، بنابراین تعجبی ندارد که دوستان نتوانند با یکدیگر ارتباطی عاطفی برقرار کنند.
هوش مصنوعی: در میان این دوستان عجیب نیست که بگویند اگر ما بد هستیم، بسیار کمکم هستند. اما به خاطر این عیب، کسی چیزی نمیگوید!
هوش مصنوعی: حرفهای دنیوی و هیاهوی آن به قدری زیاد است که کسی به سخن حق گوش نمیدهد و مانند واعظان، گویندگان حقیقت ساکت و خاموشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.