دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
بر دل نفس شیشه گرانست دم صبح
از هم نگسسته است درو قافله فیض
پیوسته بهار است و خزانست دم صبح
بر راه تو ای قافله گریه خونبار
از دیده شبنم، نگرانست دم صبح
تا ثبت کند دمبدم ارقام سعادت
بر لوح تو کلک دو زبانست دم صبح
تا بر تو کند کوتهی عمر تو روشن
دایم بدو لب گرم بیانست دم صبح
برخیز که بیداری شب تازه کند جان
هر روز ازین روی جوانست دم صبح
از حسرت ایام شریفی که شد از دست
آهی زدل پیر جهانست دم صبح
شاید رسی ای دیده بگرد اثر او
بشتاب، که خوش گرم عنانست دم صبح
با خواهش دنیاست چه دشوار دم مرگ
بردیده پر خواب، گرانست دم صبح
تا دمبدم آری زدم باز پسین یاد
هر روز از آن برتو عیانست دم صبح
تا چشم نظر کار کرد، پرگل فیض است
باغ نظر دیده ورانست دم صبح
ای مرده دل، از فیض سحر زنده توان شد
واعظ، همه عالم تن و جانست دم صبح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای صبح و تأثیر آن بر زندگی و روح انسانها میپردازد. شاعر اشاره میکند که صبح، لحظهای پر از برکت و فیض است که دلها را بیدار و جوان میکند. او به تأثیر این زمان بر عمر انسان و حسرتهای باقیمانده از گذشتهها اشاره میکند و تأکید میکند که هر روز صبح، فرصتی جدید برای شروعی دوباره و زنده شدن دلهاست. همچنین، شاعر به نگاهی عمیق به زندگی و اهمیت بهرهمندی از زمان موجود میپردازد و از خواننده میخواهد که با غفلت از خواب بیدار شود و از برکات این زمان استفاده کند.
هوش مصنوعی: بیدار شو که دل هر کس، چه پیر و چه جوان، در صبحگاه سرشار از احساسات است. در این زمان، دل مانند شیشهای گرانبهاست که باید مراقبش بود.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به پیوستگی و استمرار نعمتها و برکات زندگی دارد، به طوری که در هر لحظه از صبح، همزمان بهار و پاییز وجود دارد. به عبارت دیگر، زندگی همواره پر از فیض و برکت است، حتی در زمانهایی که به نظر میرسد شرایط دشواری وجود دارد.
هوش مصنوعی: در مسیر تو، ای کاروان، اشکهای خونی از چشمان شبنم ریخته میشود و صبح نزدیک است.
هوش مصنوعی: در هر لحظه، خوشبختیها و روزهای خوب بر صفحهی زندگیات نوشته میشود؛ این کار را تنها قلمی که با دو زبان نوشته میشود، در صبح زود انجام میدهد.
هوش مصنوعی: عمر تو به زودی به پایان میرسد، اما هر روز با دمیدن صبح، لبان تو در گفتار شیرین روشن خواهند بود.
هوش مصنوعی: بپا خیز که بیداری شب زندگی را تازه میکند و هر روز به خاطر جوانیاش، صبحگاهان جان میگیرد.
هوش مصنوعی: در صبحگاه، دل پیر و خسته از زندگی، به خاطر روزهای با ارزش و گرانبهایی که از دست رفتهاند، آهی حسرتآلود سرد میکشد.
هوش مصنوعی: شاید بتوانی زودتر به نشانهای از او برسی، چون در صبحگاه، حال و هوای دلپذیری برقرار است و زمان مناسبی برای دریافت دستاوردها و آثار اوست.
هوش مصنوعی: در آخرین لحظات زندگی، جدا شدن از دنیا با تمام خواستهها و آرزوهایش بسیار سخت و سنگین است، به ویژه زمانی که هنوز در خواب و غفلت هستیم.
هوش مصنوعی: هر لحظه که میگذرد، یادهای گذشته از صبح هر روز برایت روشن و واضح است.
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه و توجه به خوبیها و نعمتها جلب میشود، بستان پر از گلهای زیبا و برکت در صبح زود نمایان میشود.
هوش مصنوعی: ای انسان بیروح، تنها با بهرهمندی از زیباییهای سحرگاه میتوانی زنده شوی. واعظ میگوید که در صبح، هرچه در جهان وجود دارد، هم جسم است و هم روح.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.