دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ
جملگی، با دعوی آزادگی قربان پوچ
با تهیدستی، ز عالم نیست ما را هیچ غم
شاد با هیچیم ما، چون پسته خندان پوچ
مجلسی هرگز نشد بی قیل و قال ملک و مال
مغز ما را پوچ کردند این سبک مغزان پوچ
دوستارانی که خواهی نان خوری ز امدادشان
سخت روی و سست بنیادند، چون دندان پوچ
چشم دارد دستگیری از عصای لطف دوست
واعظ زار و نزار خسته بی جان پوچ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از انسانهای ظاهربین و پوچانگار میپردازد. او میگوید که دیوان و ظاهراً آزادگان به رغم ادعای آزادی، در واقع از حقیقت دورند و هیچ ارزشی ندارند. شاعر از تهیدستی و بینیازی به غم میگوید و به شادابی و خوشحالی در این حالت میبالد. او همچنین به بیفایده بودن مجامع و گفتگوهای پر سر و صدا اشاره میکند که فقط باعث تضعیف اندیشهها میشوند. در نهایت، او راجع به دوستانی صحبت میکند که در برابر مشکلات بیثابت و بیتکیهگاه هستند و در بیان درد و رنج دیگران، به نوعی پوچی و ناامیدی وجود دارد.
هوش مصنوعی: افراد نادرست و فریبکار همواره در حال تلاش برای به دست آوردن آزادی و استقلال هستند، اما در واقعیت همه ادعاهای آنها بیمحتوا و بیارزش است.
هوش مصنوعی: با فقر و نداشتن چیزی، نگرانی برای ما وجود ندارد. ما مانند پستهای هستیم که خندان و شاد است، حتی اگر درونش خالی باشد.
هوش مصنوعی: هیچ مجلسی بدون بحث و جدل و صحبتهای بیخود تشکیل نشده است و ثروت و قدرت، فکر و اندیشه ما را بیمعنا کردهاند. این افراد نادان و بیمحتوا فقط باعث زوال عقل ما شدهاند.
هوش مصنوعی: دوستداران و یارانی که به خاطر منافع خود به دیگران کمک میکنند، در واقع اعتماد و پایداری کمی دارند. مانند دندانهای پوسیدهای هستند که هیچ استحکامی ندارند.
هوش مصنوعی: چشم من به یاری و محبت دوستی است که همچون عصایی به من کمک میکند، در حالی که واعظ، ناتوان و بیجان، فقط در حال ناله و شکایت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.