مرد روشندل، ز نقص خویشتن شرمنده است
ماه نو از ناتمامی،سر بزیر افگنده است
هیچ کافر بسته زنار خود بینی مباد
از خود آزاد است هرکس کو خدا را بنده است
گفت وگوی عشق را نازم، که چون اندام یار
هر لباسی را که میپوشی برو زیبنده است
استخوان ما نمک پرورده لعل لبی است
خون ما ای دشمن بیباک، از آن گیرنده است
نیست در عالم همین واعظ اسیر عشق تو
سرو آزاد ترا، هرکس که دیدم بنده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس شرم و نقصهای انسانی اشاره میکند و میگوید که انسانها باید از خودآگاهی و بندگی خداوند آزاد باشند. او عشق را مهمتر از هر چیز دیگری میداند و به زیبایی عشق و محبوب اشاره میکند. همچنین، شاعر به روابط عاشقانه و تأثیر آن بر زندگی انسانها اشاره میکند و بیان میکند که در این دنیا، هر کسی که عشق را تجربه کرده، در واقع بندهای از آن است.
هوش مصنوعی: مرد روشندل به خاطر نواقص و کمبودهای خود احساس شرمندگی میکند و ماه نو به خاطر ناقص بودنش، سرش را پایین انداخته است.
هوش مصنوعی: هیچ انسانی که از خدا دور باشد، آزاد نیست و در واقع زنجیرهای خود را به دست خود بسته است. تنها کسی که به خدا تعلق دارد، واقعاً آزاد است.
هوش مصنوعی: گفتوگوی عشق را بسیار دوست دارم، زیرا همانطور که هر لباسی بر تن یار زیباست، هر کلامی در عشق نیز زیبا و دلنشین است.
هوش مصنوعی: استخوان ما تحت تأثیر عشق و زیبایی قرار گرفته و رنگی از زیبایی به خود گرفته است. ای دشمن جسور، خون ما از عشق و شور و شوق منبع میگیرد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچ واعظی همانند تو که در عشق تو گرفتار است، وجود ندارد. هر کسی که من دیدهام، بنده و اسیر عشق تو است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از قناعت خواجه گردون مرا تابنده است
پیش چشمم چشمه خورشید کی تابنده است
پر نگردد کاسه چشم غنی از حرص و آز
کیسهاش هر چند از مال فقیر آکنده است
حال ماضی سر به سر با ناامیدیها گذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.