تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
دایه شد پروانه گویا در شب مولود شمع
بس که شب تا روز دارد گریه بر حال جهان
جز صدای اشک حسرت کی بود در رود شمع؟!
گرچه باشد جنس او را گرمی بازار شب
غیر جان کندن ازین سودا نباشد سود شمع
کردن اهل کرم اندر بلندی شد مثل
یک جهان پروانه میباشد مطیع جود شمع
باشدش از جوش سودا طالع او مشتری
رشک میآید مرا از طالع مسعود شمع
در قیام ایستاده با یک پای از شب تا سحر
کس نمیداند چه باشد عاقبت مقصود شمع؟!
در وفا سر داد هر کس زندگی از سر گرفت
این مثل روشن بود از جسم غم فرسود شمع
گر نباشد شمع کی پروانه باشد در جهان؟!
بود این پروانهها نبود مگر از بود شمع؟!
طغرل از جوش غم سودای او معلوم شد
کش بود از روغن پروانه گویا دود شمع!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمثیل شمع و پروانه میپردازد و به نوعی به ارتباط عمیق بین عشق و فراق اشاره دارد. شمع که نماد روشنایی و وجود است، دایه پروانه است که به خاطر نور شمع attracts میشود. شاعر به گریه و غم جهانی اشاره میکند که تنها اشک حسرت را به همراه دارد. شمع به نوعی در حال sacrifice خود برای دیگران است و پژواک این فداکاری را در وجود پروانهها میتوان دید. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید میکند که وجود پروانهها وابسته به وجود شمع است و بدون شمع، آنها تنها نیستند. شعر همچنین به موضوعات وفا، تقدیر و عشق اشاره میکند و حسرتی از نوعی ناتوانی در رسیدن به مطلوب را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از عدم به وجود آمد و به عالم هستی قدم گذاشت، شمعی روشن شد و پروانهای به دور آن پرواز کرد، گویی در شب تولد شمع است.
هوش مصنوعی: دنیا به قدری غم و اندوه دارد که از صبح تا شب به حال آن میگرییم. جز صدای اشکهای حسرت، چه چیزی میتواند در دل شمع وجود داشته باشد؟
هوش مصنوعی: هرچند که جنس او در بازار شب پر رونق است، اما جدا شدن از این تجارت، که مانند جان کندن میماند، برای شمع ممکن نیست.
هوش مصنوعی: اهل کرم و بخشش در جایگاه بلندی قرار دارند و مانند پروانههایی هستند که اطراف شمع را میپنمایند و به جود و سخاوت آن جذب میشوند.
هوش مصنوعی: او به خاطر شور و شوق سرشارش مانند مشتری درخشان است و من از سرنوشت پررنگ و روشن خودم به این درخشش و شمعی که در آسمان دارد حسادت میکنم.
هوش مصنوعی: شمع در تاریکی شب ایستاده و با یک پایش به مقاومت ادامه میدهد. هیچکس نمیداند سرانجام کار شمع چه خواهد بود و او به کجا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در وفا جانباز شد و زندگی جدیدی آغاز کرد، این نکته شناخته شده است که مانند شمع، از غم و اندوه فرسوده میشود.
هوش مصنوعی: اگر شمعی وجود نداشته باشد، پروانهای در دنیا نخواهد بود. پروانهها تنها به خاطر وجود شمعها به وجود میآیند.
هوش مصنوعی: از شدت غم و حسی که در دل طغرل وجود دارد، به خوبی میتوان فهمید که او چقدر تحت تأثیر عشق و دلتنگی قرار گرفته است. مانند این است که او در حال سوختن است، چنان که پروانه از حرارت شمع میسوزد و این وضعیت او را نمایان میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.