باشد اگر امید اثر با گریستن
کی دل کشد به خنده، بود تا گریستن
ای شمع،این قدر به تو لذت نمی رسد
سوز و گداز از تو و از ما گریستن
دیوانه خصلتیم، ز ما پر بعید نیست
بیهوده خنده کردن و بیجا گریستن
باید چو برق، خنده زنان از جهان گذشت
نتوان چو ابر بر سر دنیا گریستن
طغرا چه طالع است که امروز بایدت
بر حال خود ز محنت فردا گریستن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی رابطه بین گریه و خنده میپردازد و اشاره میکند که هیچ لذتی از خنده به اندازهی گریستن وجود ندارد. او با تأکید بر دیوانگی انسانها، نشان میدهد که بیهوده حتی در مواقع خوشی نیز ممکن است انسان به گریه بپردازد. همچنین، به فلسفه گذراندن زندگی اشاره کرده و میگوید که باید با خنده از دنیا گذشت، نه با اندوه مانند ابر. در پایان، شاعر به حال خود و محنتهایی که در آینده خواهد داشت، میاندیشد و بر این اساس گریستن را ضروری میداند.
هوش مصنوعی: اگر امیدی در اثر گریه وجود داشته باشد، دل چگونه میتواند با خنده شاد شود، و همچنان گریه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ای شمع، اینقدر که تو از سوز و سوختن لذت نمیبری، از ما هم گریه و اندوهی نیست.
هوش مصنوعی: ما دیوانهوار رفتار میکنیم؛ بنابراین، از ما بعید نیست که بدون دلیل بخندیم یا بیمورد گریه کنیم.
هوش مصنوعی: باید مانند برق، با شادی و خنده از این دنیا عبور کرد، نه اینکه مثل ابر بر سر دنیا اشک ریخت و غمگین بود.
هوش مصنوعی: امروز روزی است که باید به وضعیت خود فکر کنی و از درد و رنجی که در آینده ممکن است برایت پیش بیاید، نگران و گریان شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
پنهان ملول بودن و تنها گریستن
بی درد را به صحبت ارباب دل چه کار
خندیدن آشنا نبود با گریستن
دایم به گریه غرقم و چون نیک بنگرم
[...]
شرط است بیتو در دل شبها گریستن
کردن بیان شوق و در اثنا گریستن
بیآه واشک چاشنئی درحیاتنیست
یا سوختن در آتش دل یا گریستن
از گریه منع مینکنم، هیچ دیدهرا
[...]
چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
عیب است قطره قطره ز دریا گریستن
از گریه خوشه های گهر چید دست تاک
دارد درین حدیقه ثمرها گریستن
صبح امید می دمد از دیده سفید
[...]
امروز چون توان به مدارا گریستن
باید چو ابر دجله و دریا گریستن
در ماتم حسین علی گر نریزی اشک
بر حال خویش گریه کن از ناگریستن
کارم در این غم است چو شمع سر مزار
[...]
خوش عشرتی است با دل دانا گریستن
بر کشت خویش در دل شبها گریستن
بر حال خود به درگه او پیشبینیای است
امروز در مصیبت فردا گریستن
باید به پای سرو چمن با صد آرزو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.