درین چمن، گل امسال همچو پار نبود
به جای غنچه شاداب، غیر خار نبود
صنوبر از همه سو آفتاب گز می کرد
ز برگ ریز خزان سایه با چنار نبود
پیاده، رو به عدم داشت فوج تاج خروس
بر اسب چوبی صد شاخ، یک سوار نبود
در آن مقام که رودش سرود مطرب داشت
امید زمزمه در چنگ جویبار نبود
چو گل، فروخته شد طفل مردمان از قحط
امید رزق، کسی را ز کردگار نبود
ز قحط سالی کشمیر گشت طغرا، خشک
مگو که از چه کلام تو آبدار نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت ناامیدکننده و بیحالی طبیعت و زندگی اشاره دارد. در چمن امسال گلهای زیبا و شادابی وجود ندارد، تنها خارها به چشم میخورند. صنوبر که باید از نور خورشید بهرهمند شود، تحت تاثیر خزان قرار گرفته و دیگر سایهای از چنار دیده نمیشود. در این مکان، نشاط و زندگی به کلی از بین رفته و امید به معیشت و رزق نیز به خاطر قحطی از بین رفته است. در کل، شاعر به تصویر قحطی و خشکی در کشمیر و فقدان زیبایی و زندگی در طبیعت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در این باغ، گلهای امسال مانند گلهای سالهای قبل نیستند و به جای غنچههای شاداب، فقط خارها وجود دارند.
هوش مصنوعی: صنوبر به دلیل برگهایش که در پاییز به زمین میافتد، از همه طرف نور خورشید را جذب میکند و در این حال، سایهاش با سایه چنار اختلاف دارد.
هوش مصنوعی: در این تصویر، گروهی از افراد پیاده به سوی نیستی میروند و بر روی یک اسب چوبی با صد شاخ، تاج خروسهای زیادی قرار دارد، ولی هیچ سوار یا کسی بر روی این اسب نیست. این صحنه، حس تنهایی و بیحرکتی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: در آن جایی که رود آواز زیبای نوازنده را داشت، امیدی به زمزمه و موزیک در آب جویبار نبود.
هوش مصنوعی: همچون گلی، کودکان بشر به دلیل کمبود امید به روزی مناسب، به نابودی سوق داده شدند و هیچکس در نزد خداوند برگزیدهای ندارد.
هوش مصنوعی: به خاطر قحطی در کشمیر، درختان خشک شدند. اما نگو که چرا سخن تو پرمحتوا نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میان ما و تو دوری به اختیار نبود
مرا زمان فراق تو در شمار نبود
گذار بود مرا با تو هر دمی ز هوس
به منزلی، که هوا را در آن گذار نبود
حدیث گفتن و اندیشه از رقیبی نه
[...]
گرم چه داعیه ی عشق آن نگار نبود
به گرد کوی وصالش مرا گذار نبود
کناره کردم از آن آستان ز بیم رقیب
به اختیار خودم گرچه بخت یار نبود
ز غیب دامن وصلش فتاد در دستم
[...]
اسیرعشق شدن عقل را قرار نبود
نظر بمنظر خوبان باختیار نبود
قرار داد که من بیقرار او باشم
دریغ و درد که آن عهد برقرار نبود
ندانم اینکه دلم صید نیم بسمل کیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.