گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سلمان ساوجی

دل ز جا برخاست ما را، وصل او بر جا نشست

تا بپنداری که عشقش، در دل تنها نشست

خاست غوغایی ز قدش، در میان عاشقان

در میان ما نخواهد، هرگز این غوغا نشست

گر چه از نخل وجود من، خلالی باز ماند

[...]

صائب تبریزی

عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست

از گهر گرد یتیمی بر رخ دریا نشست

عشق تن در صحبت ما داد از بی آدمی

کوه قاف از بی کسی در سایه عنقا نشست

زخم مجنون تازه خواهد شد که از سودای ما

[...]

سیدای نسفی

تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست

غنچه از خون جگر لبریز در مینا نشست

قمری از خود دست شست و عندلیب از پا نشست

سرو من روزی که با شمشاد و گل یکجا نشست

بیدل دهلوی

تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست

یک جهان امید در خاکستر سودا نشست

داغ سودای تو دود انگیخت از بنیاد دل

گرد برمی‌خیزد از جایی‌که نقش‌پا نشست

حیرت ما دستگاه انتظار عالمی‌ست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه