زآن نمودیم من و دل، چو شب از غم پوشش
که ندیدیم به از جامهٔ ماتم پوشش
ما به عریانی شمشیر تو آموختهایم
زخم ما را، ز نمک به که، ز مرهم پوشش
جامه کردم سیه و جام غمی بگرفتم
که مهیا بودم هم خورش و هم پوشش
لقمه و خرقه میفزا که بود بیش عزیز
مرد چندانکه بود کم خورش و کم پوشش
میکنم اشک تنک بر دل اندام ضعیف
خار خشکم سزدم کسوت شبنم پوشش
تو به عریانی و وارستگی عیسی وقت
وین خزان را همگی ساخته آدم پوشش
ما غم از بهر خورش و ز پی پوشش نخوریم
بگل تیره خوراک و بجهنم پوشش
«طالبم» ساخته با کسوت دیرینهٔ داغ
چون عروسان نکنم تازه دمادم پوشش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.