گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
خواجه عبدالله انصاری

معبود خودی وعابد خویشتنی

زیرا که برای خود کنی هر چه کنی

خیام

ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با بادهٔ لعل باش و با سیم تنی

که‌آنکس که جهان کرد فراغت دارد

از سبلت چون تویی و ریش چو منی

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خیام
عمعق بخاری

ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنی

در پای کشان زلف چو محبوب منی

گر حلق تُراست خشک، پس در چه فنی؟

هم خشک زبانی تو و هم ترسخنی

سنایی

یک روز نباشد که تو با کبر و منی

صد تیغ جفا بر من مسکین نزنی

آن روز که کم باشد آن ممتحنی

از کوه پلنگ آری و در من فگنی

میبدی

معبود خودی و عابد خویشتنی

زیرا که برای خود کنی هر چه کنی‌

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه