گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
عطار

میپنداری که حق هویدا گردد

یا پنهانیست کاشکارا گردد

چون پیدا اوست و غیر او پیدا نیست

چون غیری نیست بر که پیدا گردد

اوحدالدین کرمانی

تا خاک تو کحل دیدهٔ ما گردد

در دیدهٔ ما سرّ تو پیدا گردد

یا رب تو به فضل خویش جایی برسان

زان پیش که این دو رشته یکتا گردد

مولانا

آنجا که بهر سخن دل ما گردد

من می‌دانم که زود رسوا گردد

چندان بکند یاد جمال خوش تو

کر هر نفسش نقش تو پیدا گردد

شاه نعمت‌الله ولی

یاری که چو ما غرقهٔ دریا گردد

از ما باشد به سوی مأوا گردد

مستانه به گرد نقطه ‌ای چون پرگار

در دور درآید او و با ما گردد

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
طالب آملی

خضر قلمت چو صفحه آراگردد

هرگوشه هزار چشم پیدا گردد

گر دست سخا بروی بحر افشانی

گوهر عرق جبین دریا گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه