کو آنکه بر جراحت ما مرهمی کند
یاکشت ما چوخشک شود شبنمیکند
ما دست از موافقت بخت شستهایم
زمزم عجب که با لب ما زمزمیکند
مستغنیان وادی حرمان حسرتیم
طوفان بدفع تشنگی ما کمیکند
درملک عشق لاف سلیمانی آن زند
کش داغ دل نگینی ودل خاتمیکند
ایدل زطرف دامن زلفش بداردست
زآن پیش کو مقدمهٔ درهمیکند
عیدیست وصل یارکه دل را ز انتظار
خونابه ریز چون مژهٔ ماتمیکند
صدکشته زندهکرده بهرسو عجبمدار
گر تیغ یار دعوی عیسی دمیکند
آتش به پرنیان نکند باد با چراغ
آنها که غصه با جگر آدمیکند
«طالب» مده عنان غم از کف که درجهان
رسوای خلق اگر کندت بیغمیکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.