من دلخسته تاکی سینه برشمشیر خواهم زد
هدف تاچند خواهم ساخت جان و تیر خواهم زد
بزندان کردهئی سودای زلف آن پری رویم
کنون تا زنده باشم بوسه برزنجیر خواهم زد
بدین جوش فغان خاموش خواهم داشت لب یعنی
که آتش در نهاد آه بی تأثیر خواهم زد
شبی دارم ز مهتاب خیال تیغ او روشن
دراین شب گر توانم تا عدم شبگیر خواهم زد
من دیوانهگر صد سال مانم زنده چون «طالب»
بافسون جنون راه جوان و پیر خواهم زد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.