طوفان ز جگر چو سر برآرد
دل رخنهٔ چشم تر برآرد
سودای خیال غمزهٔ او
مو از سر نیشتر برآرد
از هرچینی که کم شود چاک
زین سینهٔ تنگ سر برآرد
تمکین تو رخنهٔ تبسم
از آب و گل شکر برآرد
طاوس گل از نشاط برجست
در بیضهٔ غنچه پر برآرد
من تخم نشاط کاشتم لیک
نگذاشت غمش که سر برآرد
پرواز دل آنزمان حلالست
کز ناوک غمزه پر برآرد
جز عشق بدهر نیست « طالب »
عیبی که سر از هنر در آرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.