چو بردلم سپه شوق تاختن آورد
مرا چو راز ز خلوت با نجمن آورد
جبین بسجدهٔ این آستانه عازم بود
مرا ز ضعف بدنبال خویشتن آورد
چو بلبل از چمن آشفته رفته بودم باز
نصیب مویکشانم سوی چمن آورد
وداع جان کهن کرده بود جسم نزار
نسیم وصل تو جان نوام بتن آورد
فلک یکی کفن آورده بود «طالب» را
چو زنده یافت کفن برد و پیرهن آورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.