هر عضو تنت سادهتر از عضو دگر بود
موئی که براندام تو دیدیم کمر بود
از درد جدائی مژه برهم نزدم دوش
با آنکه سراپای تو در مد نظر بود
زد بخت بدم نغمهٔ هجران تو برگوش
این زاغ سیهرو چه بلا شوم خبر بود
در کوی تو دوش از اثر تیزی خویت
پای مژه را بر دم شمشیر گذر بود
تا صبحدم از ناله نیاسود همانا
مرغ دلم از قافیه سنجان سحر بود
طوطی نخورد خوندل اما چه توان کرد
در هند ببخت بد ما قحط شکر بود
شد کام دل از یاد زهی ستی طالع
امشب که دعا دست در آغوش اثر بود
گفتند چه بودت بجهان رهزن اقبال
نالیدم و گفتم که هنر بود هنر بود
«طالب» چه عجب گر دل و دین داد بتاراج
او نوسفر و بادیه پر خوف و خطر بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.