بیدلانی که بعشقت سروکاری دارند
چشم بد دور که خوش عمر گذاری دارند
شور در شیر دلان دو جهان میبینم
آهوان تو مگر عزم شکاری دارند
قدر وصل تو بگویم چه کسان میدانند
بیدلانی که ازین باده خماری دارند
عشق نوریست که در هر نظری جلوه گر است
ذره تا مهر ازین شعله شراری دارند
عاشقان را نه همین آبله بر پای دل است
بلکه در هر بن مو آبله زاری دارند
سر سرمایه فروشان محبت گردم
کز متاع دو جهان مشت غباری دارند
آهوان حرم قدس یکایک «طالب»
سر تسلیم بفتراک سواری دارند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.