پر تنم مو بموی خستهٔ اوست
همچو مژگان بخون نشستهٔ اوست
آنکه مردود گلشن است و قفس
عندلیب ز دام جستهٔ اوست
وانکه خونش وبال داند تیغ
آهوی از کمند رستهٔ اوست
گلفروشی است نرگس تو که باز
رنگ گلهای دسته دستهٔ اوست
بستن گردن و شکستن دل
رسم زلف شکسته بستهٔ اوست
ناخنی بر سر زبان دارم
که بهر جا دلیست خستهٔ اوست
ارغنون در کف است «طالب» را
یا صدای دل شکستهٔ اوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.