اگر نه خستهٔ عشقی تو رنگ کاهی چیست
وگرنه سوختهٔ آه صبحگاهی چیست
چنان زروی تو در نور خورده غوطهشبم
که صبح گر بدمد گویم این سیاهی چیست
دلا ز چاشنی انتقام بیخبری
وگرنه اینهمه اظهار بیگناهی چیست
شکسته ضعف پر و بال نامهام ورنه
شب فراق تو آرام مرغ و ماهی چیست
قبول جور و ستم هست در طریقت عشق
ولی زبان مگشائی که دادخواهی چیست
ترا که دامن امید مغفرت بکف است
دلیر شو بکنه توبه از مناهی چیست
بیک ستیزه چه از جای رفتهئی «طالب»
بمیر اینهمه بیطاقتی و واهی چیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.