گنجور

 
طالب آملی

عشق جلاد پیشه خونریز است

در دوا کند و درجفا تیز است

من گریبان کشیده‌ئی دارم

چکنم عشق دامن آویز است

در ره دل عنان فکنده خرام

کین گذرگه نه جای مهمیز است

مرد میدان عشق را بر زخم

رشک پرویزن نمک بیز است

اشک آمیخته بخون «طالب»

ز آن نگاه ستیزه آمیز است

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی