گرچه بیذوقم هنوزم بامی و ساغر خوشست
ورچه دل ناخوش بود از جام شوقم سر خوشست
عشق عالم سوز او را خواه برنا خواه پیر
هیزم این آتش بیدود خشک و تر خوشست
نازدلکش، عشوهٔ زیبا، صلح خوش، رنجش لذیذ
شیوههای حسن عالم سوز او یکسر خوشست
از لجاجتهای عشق طفل خود غمگین نهایم
گردمی ناخوش بود اما دم دیگر خوشست
سوختم دل را کنون گردش همی نالم بر او
گلخنی را شغل آمیزش بخاکستر خوشست
با وجود شوق بال و پر نباشد جز وبال
هرکرا پروای شوقی هست بال و پر خوشست
حسن را بی شیوههای مختلف نبود شکوه
ماه با سیاره زیبا، شاه با لشکر خوشست
گرز خون پرگالها آورد مژگان تو بار
زین مشو غمناک «طالب» نخل بار آور خوشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.