دیدمش مست بر خساره پریشان موها
گره از زلف گشاده زده بر ابروها
رو ترنج ذقنی جوی طبیبا که دلم
نشکند تلخی صفراش بدین لیموها
باز صف بسته بخون ریز دلم خوبان را
زلفها از طرفی وز طرفی گیسوها
من مشام دل پر درد نمیدزدم لیک
بوی تأثیر نمیآید ازین داروها
چشم با سرمه ز چشمان دگر ممتازست
راست چون آهوی مشکین ز دگر آهوها
زخمی تیغ ترا جان بلب آمد گستاخ
که چه تعویذ دهد بوسه بر آن بازوها
کفر آزردن دلهاست ایا دینداران
یاد گیرید مسلمانی ازین هندوها
از نم اشک چو تیغ مژه زنگار گرفت
شب هجران توام آینهٔ زانوها
آه «طالب» بود از آه غریبان ممتاز
همچو بوی سر زلف تو ز دیگر بوها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.