در کشتنم همین دل نامهربان بس است
یک شیوه در تصرف او، همچنان بس است
ای غم بساط عیش مچین بر خدا ینقدر
زین بیش خاطرم مخراش امتحان بس است
در بزم عشق حاجت جام و شراب نیست
ارباب نشأه را نگه ساقیان بس است
نزدیک گلشنی غم مطرب چه میخوری
قرب جوار بلبل آتش زبان بس است
حسرت مرا بچیدن گل میدهد فریب
ورنی نسیمی از طرف بوستان بس است
گو دل مشو ز نغمهٔ داود و کام گیر
شیون طرازی نفس نوحه خوان بس است
«طالب» تلاش همره و همدم چه میکنی
توفیق همعنان و خرد همزبان بس است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.