بسکه و بال خلق شد نالهٔ دردناک ما
اکثر دوستان کنند آرزوی هلاک ما
با صفت زخم دوستان دشمن جان مرهمیم
خون رفوگران خورد سینهٔ چاکچاک ما
نیست توجهش بکس تا چه ادای زشت شد
باعث سر گرانی شوخ گرشمه ناک ما
باغ بهار خویش را تا بمی آب دادهایم
کیست خزان که ترکند پنجه بخون تاک ما
چون خس و خار سوخته دود بر آیدش ز سر
آتش اگر بیر کند پیرهنی ز خاک ما
مانع وصل ما و غم چند بود شکفتگی
ما همگی هلاک غم، غم همگی هلاک ما
« طالب » کامجو کجا نو بر خاک ما کند
نیست نصیب بوالهوس رتبهٔ عشق پاک ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.