دارم چو نوک خامه زبانی ز دود دل
چون چشم سرمهدار دهانی ز دود دل
گو جسم و جان بسوز که ما بی تو ساختیم
جسمی ز گرد خاطر و جانی ز دود دل
یک لحظه نیست کین فلک تیغ بازرا
در سینه نشکنیم سنانی ز دود دل
بر صفحهٔ وجود تو گر عاشقی کجاست
نقشی ز خون دیده نشانی ز دود دل
گر نالهٔئی بمرگ مروت برآورم
مشکین کنند جامه جهانی ز دود دل
بی سرمه رنگ نرگس گل عارضان گرفت
آری ندیده دیده زیانی ز دود دل
چون زلف یار تار نفس عنبرین شود
گر زیر لب کنیم بیانی ز دود دل
گر همچو خامه مشق کنیم سینه بنگری
چون باطن دوات نهانی ز دود دل
«طالب» چسان بخواهش خود ره رود که داد
بردست روزگار عنانی ز دود دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.