گنجور

 
طالب آملی

دلا بسنگ غم یار بشکن و مخروش

فغان سینهٔ افکار بشکن و مخروش

وگر ز نوق الم آگهی بهر موئی

هزار نشتر آزار بشکن و مخروش

بسی چو شیشهٔ دل بی شکست نالیدی

یکی چو طرهٔ دلدار بشکن و مخروش

بیک شکست چو چین قبا مکن فریاد

هزار عقد چو دستار بشکن و مخروش

چواز خروش نه عزت فزاید و نه رواج

چو قدر و قیمت و مقدار بشکن و مخروش

براه دل ز سرشوق می‌روی «طالب»

بپای آبله صدخار بشکن و مخروش

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی