دلا بسنگ غم یار بشکن و مخروش
فغان سینهٔ افکار بشکن و مخروش
وگر ز نوق الم آگهی بهر موئی
هزار نشتر آزار بشکن و مخروش
بسی چو شیشهٔ دل بی شکست نالیدی
یکی چو طرهٔ دلدار بشکن و مخروش
بیک شکست چو چین قبا مکن فریاد
هزار عقد چو دستار بشکن و مخروش
چواز خروش نه عزت فزاید و نه رواج
چو قدر و قیمت و مقدار بشکن و مخروش
براه دل ز سرشوق میروی «طالب»
بپای آبله صدخار بشکن و مخروش