میرود مستانه گویا بوده پر پیمانهاش
کبک خون میگرید از رفتار طاوسانهاش
میخرامد با عبیر افشانی باد بهار
هوشها مست و خرابش عقلها دیوانهاش
جنس این میخانه کیفیت نمیبخشد مرا
ایدریغ آن می که چشم او بود میخانهاش
میشود صندل ز تأثیر شمیم او نسیم
وقت آرایش که از شمشاد باشد شانهاش
بادورخ شمع است وگل آن شعلهخو «طالب» که باز
هم دل من بلبل و هم جان من پروانهاش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.