گنجور

 
طبیب اصفهانی

به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر

بلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوش‌تر

به طاعت کن ز پیری میل در عهد شباب افزون

که خوش باشد ز پیران پارسایی وز جوان خوش‌تر

دهم جان و وفا را مشتری گردم به صد منت

که کالای وفا با شد برم از نقد جان خوش‌تر

در آن گلشن که با گلبنش سرکش گر از غیرت

برآرد عندلیب خسته از خار آشیان خوش‌تر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حزین لاهیجی

گرفتار تو را در دور خط، شد کام جان خوشتر

اسیران را قفس در شب بود از آشیان خوشتر

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه