به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر
بلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوشتر
به طاعت کن ز پیری میل در عهد شباب افزون
که خوش باشد ز پیران پارسایی وز جوان خوشتر
دهم جان و وفا را مشتری گردم به صد منت
که کالای وفا با شد برم از نقد جان خوشتر
در آن گلشن که با گلبنش سرکش گر از غیرت
برآرد عندلیب خسته از خار آشیان خوشتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان غم عشق و ارزش آن میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که غم عشق، گنجی پنهان است که نیاز به محافظت دارد. او از عشق در جوانی و طاعت از پیران سخن میگوید و بر این باور است که درک و تجربهی سادگی از جوانی ارزشمندتر است. همچنین، شاعر آماده است که جان و وفایش را فدای عشق کند و میگوید که در گلستان عشق، حتی اگر با خستگی و درد مواجه شود، عشق ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: من در دل خود غم عشق پنهانی را دارم که از اسرار آشناها هم دلچسبتر است. البته گنجی که پنهان است، نیازی به نگهبان ندارد و همین موضوع آن را ارزشمندتر میکند.
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، به عبادت و بندگی بپرداز و از تجربیات و پندهای پیران بهرهمند شو، زیرا رفتن به دنبال تقوی و درستی در سنین بالا، از جوانی خوشایندتر است.
هوش مصنوعی: من جان و وفا را با شوق و رغبت میخرم و حتی برای این کار حاضر به پرداخت هزینههای زیادی هستم، چرا که قیمت وفا برای من از خود جان عزیزتر و باارزشتر است.
هوش مصنوعی: در باغی که با زیباییاش دلها را به خود جذب میکند، اگر پرندهای با غیرت از درد و خستگی برآید، حسرت آشیانهاش را از خارها بیشتر نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتار تو را در دور خط، شد کام جان خوشتر
اسیران را قفس در شب بود از آشیان خوشتر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.