دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
با ماه نوم عشقی است کابروی ترا ماند
مهریست به خورشیدم کو همچو رخت باشد
آشفتهام از سنبل کو موی ترا ماند
با لاله از آنم خوش کو رنگ تو یاد آرد
از نکهت گل مستم کو بوی ترا ماند
بر نرگس این گلشن زان رو نگرانم من
کو چشم سیهمست جادوی ترا ماند
با سرو روانم یار پیوسته در این گلزار
کو قامت رعنا و دلجوی ترا ماند
گشتی به طبیب خویش چون گرم عتاب خشم
در آتش از آن سوزد کو خوی ترا ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره میکند و احساس عمیق عاشقانهاش را بیان میکند. او از زیباییهای طبیعت همچون گلها، مهتاب و خورشید استفاده میکند تا به طور نمادین عشق و زیبایی محبوبش را توصیف کند. شاعر به شدت تحت تأثیر محبوبش قرار دارد و حس میکند که زیبایی او در همه جا حاضر است. همچنین، او از درد و عذاب ناشی از عشق و عتاب محبوبش نیز سخن میگوید. در کل، شعر مجموعهای از احساسات و تصاویر زیبا حول محور عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: من به عشق تو مانند گل و ماه میاندیشم، عشقی که مانند چهرهی زیبای تو در دل دارم و همیشه در خاطر من باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: مهری که به خورشید دارم، مانند چهرهات است که من را در هم میفشارد. من از سنبل آشفتهام و موهای تو مشابه آن است.
هوش مصنوعی: من به رنگ لاله علاقهمندم، زیرا یادآور عطر گل است. حالا من مست و شاداب هستم، چون بوی تو در ذهنم باقیمانده است.
هوش مصنوعی: به خاطر چشمان سیاه و جادوییات، همواره نگران نرگس این باغ هستم.
هوش مصنوعی: در دل این گلزار، همواره با زیباییهای زندگی همراه هستم. قامت دلنشین و دلپذیر تو همچون گلی در این باغ باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از آنجا که با پزشک خود در حال گفتگو و انتقاد هستی، به یاد داشته باش که آنچه از خشم و ناراحتی به او میگویی، میتواند به خودت آسیب برساند و در درون تو آتش به پا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.