حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
از مرغ چمن زاغ و زغن را نشناسی
عمریست نفس سوخته ام حیف بسی هست
کز مرغ قفس مرغ چمن را نشناسی
این با که توان گفت که با دعوی فطرت
معنی نو و لفظ کهن را نشناسی
نشناسی اگر خار ز گل زاغ ز بلبل
سهلست دریغا که سخن را نشناسی
خوشباش طبیب ارشنوی طعنه ز راهب
افسوس که آن عهد شکن را نشناسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حالتی از ناامیدی و افسوس میپردازد که شخص گوینده به کسی که به معرفت و شناخت عمیق از هنر و ادبیات نرسیده است، مینگرد. او بر این باور است که فرد، ظرفیت درک زیباییها و معانی عمیق زندگی را ندارد و از این جهت متاسف است. در این متن، گوینده از هویتها و نمادهای مختلفی چون مرغ چمن، بلبل و خار و گل استفاده میکند تا نشان دهد که نشناختن این معانی و جزئیات، نقص بزرگی است. او همچنین به مقایسه میان طبیب و راهب میپردازد و میگوید که افسوس بر کسی که نمیتواند ارزش واقعی و باطن اشیاء و روابط انسانی را درک کند.
هوش مصنوعی: چقدر افسوس است که تو نتوانی بزرگان ادب و سخن را بشناسی و حتی نتوانی پرندگان معمولی را از هم تمیز دهی.
هوش مصنوعی: سالهاست که دل سوختهام، افسوس که بسیاری آدمها از زیباییهای زندگی غافلند و مانند پرندهای در قفس، از دنیای آزاد و سرسبز بیخبرند.
هوش مصنوعی: این موضوع را با چه کسی میتوان در میان گذاشت که نتواند مفهوم جدیدی را از طبیعت خود درک کند و همچنان با واژههای قدیمی سخن بگوید؟
هوش مصنوعی: اگر نتوانی تفاوت میان خار و گل و زاغ و بلبل را تشخیص دهی، آسان است، اما افسوس که نمیتوانی مفهوم کلام را درک کنی.
هوش مصنوعی: اگر با پزشک خوشیومد بگویی، نباید به سخنچینیهای راهب توجه کنی، افسوس که تو آن کسی را که به عهدش وفا نمیکند، بهخوبی نمیشناسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.