گویند مرا که از نظامی
چون صله نداد باز خوه شعر
گفتم نخوهم که گفت خواهم
اندر ره او هزار ده شعر
شاه سخنست و مقبل دین
شاهی که ورا بود سپه شعر
یک بیت ز یک قصیده وی
معنی دارد فزون ز ده شعر
هر بیت ز شعر آن شه بیت
هر شعر ز شعر اوست شه شعر
داند که نهاد شاعران چیست
گر نیکو شعر و گه تبه شعر
بی هیچ طمع کسی نگوید
در هیچکس از پس سفه شعر
چون رسم چنین بود بهرحال
دندان بکند ز من تبه شعر
فرش صله باز گستراند
چون کرده بوم بدو تبه شعر
یکرو صله یافتستی از من
دیگر بستان و باز خوه شعر
منشی ستد و هجا سرائی
آه ار گوئی هزار ده شعر
ای خسرو نظم را چو دستور
گوئی که تو شاهی و سپه شعر
پس چون بهجا زبان گشادی
ناگفته مرا هنوز ده شعر
دانگیم نداده ای اگر چه
نیکو شعرم نیم تبه شعر
مغز است خرد بجای میدار
دیگر برم از سر سفه شعر
گر همت خود سفید کاری
دانم که ترا کند سیه شعر
دانی که به حضرت سمرقند
بردم بر شه وزیر شه شعر
در اثمد تو چو باز کردم
شاید که کند مرا تبه شعر
یکشعر بس آن کتانه دق را
کاشراف بود در آن دو نه شعر
وز منت آن بدیهه رستم
با دار مکن دگر شه شعر
بر تو صلت از خرد بمانم
گر در تو نخواهم از سفه شعر
گیرم که تو مرد نیک شعری
من در حق تو شدم تبه شعر
منت چو نهی بمن برار چه
بردی بر شه وزیر شه شعر
نزدیک وزیر شه چه از تو
آرند یکی و دو و ده شعر
یحذانک نیابی ار توانی
گر خوانی بر همه سپه شعر
آن شعر که گفتمت بمن ده
کانداختنی نیم ره شعر
وآنرا که تو شعر گفته ای پر
گر صله نداد باز خوه شعر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوعی پرداخته که به او گفته شده است که از نظامی صلهای دریافت نکرده و بنابراین نباید سرودن شعر را ادامه دهد. شاعر در پاسخ میگوید که اگرچه به او صلهای داده نشده، اما او به خاطر عشق و ارادتش به شعر و به ویژه به نظامی، همچنان شعر خواهد گفت. او بیان میکند که یک بیت از شعر نظامی، ارزشی بیشتر از ده شعر دارد و بر این باور است که شعر خوب میتواند روح را جلا بخشد. در ادامه شاعر تصریح میکند که اگر کسی از او طلب شعر کند، او دریغ نخواهد کرد، حتی اگر چیزی در مقابل نگیرد. او از طرفی به مشکلاتی که شعرا ممکن است با آن روبرو شوند اشاره میکند و به سرنوشت خود به عنوان شاعری که برای هنر خود تلاش میکند، اشاره دارد. در نهایت او به قدرت و جایگاه نظامی در دنیای شعر اعتراف میکند و میگوید که حتی اگر صلهای دریافت نکند، همچنان شعر خواهد گفت.
هوش مصنوعی: میگویند که چون نظامی هدیهای به من نداد، دیگر نیازی به سرودن شعر نداشتم.
هوش مصنوعی: من گفتم که نمیخواهم، او در جواب گفت که من در راه او هزاران شعر میسرایم.
هوش مصنوعی: آن که در فن سخن به اوج است و پیشوای دین، همان شاهی است که فرمانروایی بر دریاهای شعر دارد.
هوش مصنوعی: یک بیت از یک شعر بلند، معنا و عمق بیشتری دارد تا ده شعر دیگر.
هوش مصنوعی: هر شعری که او سروده، به تنهایی ارزشی بزرگ دارد و به نوعی، خود او به عنوان کسی که شعر میسازد، زبان و بیان شعری را تعیین میکند. اینجا نشان داده میشود که هنر و قدرت او در شعر به قدری است که هر یک از اشعارش نمایانگر جایگاه اوست.
هوش مصنوعی: او میداند که شاعران چه ویژگیهایی دارند، چه زمانی شعر خوب میسرایند و چه زمانی شعرشان خراب و بیکیفیت میشود.
هوش مصنوعی: هیچ کس در شعر نمیتواند از کسی انتظاری داشته باشد، بدون اینکه به نیتش طمع کند یا هدفی خاص داشته باشد.
هوش مصنوعی: به هر حال، وقتی که چنین روالی وجود داشت، شعر من به شدت آسیب دید و خراب شد.
هوش مصنوعی: فرش صله را بهوضوح گستراند، همانطور که زمین را به آسمان پیوند میزند.
هوش مصنوعی: اگر یک بار محبت و دوستی از من دریافت کردی، حالا بار دیگر شعر و احساسات مرا بپذیر.
هوش مصنوعی: اگر به زبان شعر و ادب بگویی، میتوانی هزاران شعر زیبا بسازی و از آن لذت ببری.
هوش مصنوعی: ای خسرو، زمانی که درباره نظم و شعر صحبت میکنی، میتوانی به راحتی بگویی که تو شاهی و سردمدار شعر هستی.
هوش مصنوعی: پس زمانی که به شادی زبان باز کردم، هنوز ده شعر ناگفته در دلم دارم.
هوش مصنوعی: اگرچه تو به من چیزی ندادهای، اما شعر من هم از خوبی بیبهره نیست.
هوش مصنوعی: عقل و خرد را به عنوان اصلیترین بخش وجود خود در نظر بگیر و از افکار و رفتار ناپخته و پر از احساس دوری کن.
هوش مصنوعی: اگر بدانم که تلاش و کوشش من میتواند باعث شود تو در بیداد و ظلم به سر ببری، این کار را نمیکنم.
هوش مصنوعی: میدانی که من شعر را به وزیر شاه در سمرقند تقدیم کردم؟
هوش مصنوعی: وقتی که در چشمانت نگاه کردم، شاید بلافاصله درگیر زیباییات شوم و همه چیز را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: یک شعر کافی است که از آن دو شعر، بهتر و پرمحتواتر باشد.
هوش مصنوعی: از لطف و إحسان آن بینظیر، رستم، دیگر شاعران را با این شعر محو نکن.
هوش مصنوعی: اگر من از عقل و فهم خود بگذرم و شعر نگوییم، بر تو پیوندی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که تو مرد خوبی هستی، اما شعر من در وصف تو خراب شده است.
هوش مصنوعی: وقتی به من محبت میکنی، چه چیزی از وزیر پادشاه برداشتی؟
هوش مصنوعی: هرگاه که تو به وزیر شاه نزدیک شوی، او از تو چندین شعر میخواهد، چه یک عدد، دو عدد یا حتی ده عدد.
هوش مصنوعی: اگر توانایی داری، بر همه سپاه شعر بخوان، ولی حواست باشد که ممکن است کسی نباشد که به تو گوش بدهد.
هوش مصنوعی: شعری که به تو گفتم به من بده، چون ارزش آن را درک نکردم و نتوانستم بهخوبی آن را بیان کنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی که شعر تو را نادیده گرفت و به تو پاداشی نداد، همچنان به سرودن شعرت ادامه بده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.