زن کردم ای ولی نعم از برای آن
تا کدخدای گردم و مردی نکو شوم
آگه شدم که گر بمثل روی و انهم
در دست زن چو کاغذ تزویر گو شوم
لیکن نه باز گردم از شرم مردمان
کاندر خور تماخره و تیز تو شوم
از دعوت دو گونه و سه دست و چارپای
آن شب که قصد کردم تا جان او شوم
امروز برگ دعوت من بنده را بساز
تا امشبک یکی به . . . زن فرو شوم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان دلایل و عواقب انتخاب خود برای ازدواج میپردازد. او از انگیزههایی چون کسب منزلت و کدخدایی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که گاهی ممکن است در این مسیر دچار خودفریبی شود. اما در عین حال، از شرم مردم نمیتواند برگردد و همچنان به انتخاب خود ادامه میدهد. در نهایت، او به یک دعوت از طرف همسرش امیدوار است که به او فرصتی برای تحقق خواستههایش بدهد.
هوش مصنوعی: ای ولی نعمت، من زن گرفتهام تا اینکه رئیسی کسب کنم و به انسانی بزرگ و نیکو تبدیل شوم.
هوش مصنوعی: متوجه شدم که اگر مانند تو باشم و مانند کاغذی در دستانت که فقط دروغ را نشان میدهد، خواهم شد.
هوش مصنوعی: اما من از شرمندگی مردم باز نخواهم گشت، چون ممکن است در نظر آنها به خاطر بلندی و تواناییام مورد تمسخر قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: دو نوع دعوت و چندین دسته از وسائط را در آن شب به کار گرفتم تا به جان او نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: امروز نامه دعوت من را آماده کن تا امشب با کسی در ارتباط نزدیک و صمیمی قرار بگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.