بس ریش گاوی ای خر زنار منطقه
ای قلیه و کباب تو خوک محنقه
خر . . . ل و خربفائی نه عقل و نه خرد
اندر سرت بخر دله ای و بخر بقه
یک خر مخوانمت که یکی کاروان خری
کرد آخرت پر از علف کفر و زندقه
سالار بار مطران مهمرد جاثلیق
قِسّیس بار بر نه و ابلیس بدرقه
قوت و غذای باب تو و عم و خال تو
زاجال و از تکسک و جرایات و معسقه
آن احمقی که میرک سینا و جا حظ اند
اندر مقابل تو حجی و هنبقه
با عارف کواره و قاضی ز احمقی
اندر قمارخانه به تفضیل و تفرقه
کردی گرو دو بالش . . . ن را بر حقه سیم
با ریش همچو به سر نهالین و مرفقه
کر گشت گوش یا بر زان گاه کودکیست
ز آورد و برد میره دیلم به شقشقه
آوردت از رزان و به حمام برد و باز
وندر کفت نهاد حمام مُطَوَّقه
با آنچنان حماقت گویی که شاعرم
سوگند خور که نیست مرا قول تو نقه
سوگند چون خوری به طلاق سهگانه خور
تا من شوم حلالگرِ آن مُطَلَّقه
کان قحبه را ز غبغبهٔ بوق کام کس
اندر فتد چو حلق کبوتر به بقبقه
این هجو را جواب گو ار مرد شاعری
ای تو و شعرت از در محراق و محرقه
ورنه برو به . . . ن زن خویش پای پای
ای خر مادرت به سر خر مخرقه
تا بود هست نزد حکیمان روزگار
احکام شاعری و قوافی مغلقه
در هیچ وزن و قافیه بر طبع سوزنی
ابواب هجو تو نخوهد شد مغلقه
تا شرط شغل سوزن و سوزنگری بود
آخر همی به مثقبه اول به مطرقه
بادا ترا به مطرقه هجو سوزنی
تا جایگاه فرق به مثقب مشقشقه
خر را چو بت گرفت بمیرد به اتفاق
ای هجو من ترا چو تب تیره محرقه
هرگز نطاق هجو تو نگشایم از قلم
تا زنده باشی ای خر زنار منطقه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به طعنه و هجو فرد یا گروهی میپردازد که به شدت به کلمات و مفاهیم بیمعنی و احمقانه متکی هستند. شاعر به تحقیر و تمسخر این افراد میپردازد و با استفاده از استعارها و تشبیهات مختلف، سطح ناپختگی و نادانی آنها را به تصویر میکشد. در این مدح، اشاره به رفتارها و عملکردهای بیمعنی و غیرمنطقی آنها شده است و به نوعی نقد اجتماعی و فرهنگی را به همراه دارد. شاعر همچنین از تکنیکهای شعری و زبان تند برای بیان ضدیت خود با این رفتارها استفاده میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از گاوهایی که در منطقهای خاص وجود دارند، به همسران خود نگهداری میشوند و طعم خوشمزهای از کباب و غذاهای دیگر را به همراه دارند، اما در برخی مکانها، این غذاها ممکن است ناشی از شیوههای نامناسب تهیه شوند.
هوش مصنوعی: در این متن، به نوعی به بیخبری و سادگی اشاره شده است. به فردی که خرد و عقل ندارد، توصیه میشود که به دنبال تجربیات جدید و لذتهای زندگی باشد و از قید و بندهای فکری رها شود. در واقع، نوعی دعوت به پذیرش زندگی به شیوهای بیدغدغه و شاداب است.
هوش مصنوعی: تو را خر ننامم زیرا که یک کاروان خر در گور تو جمع شده است و آخرتت پر از علفهای کفر و نفاق است.
هوش مصنوعی: سالار بار، مقام بلند و مهمی را در میان ملتها و اقوام در مهمرد دارد؛ جاثلیق و قسیس نیز از شخصیتهای دینی و مذهبی مهم هستند و ابلیس به عنوان نماد شر به دنبال آنهاست. این جمله به نوعی تناقض و تضاد بین شخصیتهای بزرگ و نیرویی شیطانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: غذای شما و خانوادهتان از انواع مختلف خوراکیها و خوراکهای محلی تهیه میشود.
هوش مصنوعی: آن آدم نادانی که از بزرگان مانند میرک سینا و دیگران که در مقابل تو قرار دارند، به حماقت و نادانی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: در قمارخانه، عارف و قاضی به خاطر نادانی خود، با تفاوتها و جزئیات به سراغ بازی میروند.
هوش مصنوعی: دو بال خود را به هویتی غیر از آنچه که هست، گره زدی و با وجودی نازک مانند سبُک دستی به سیمی لباس خویش را آراستهای.
هوش مصنوعی: زمانی که کودک به دنیا میآید، ممکن است درک و شنیدنش به حدی محدود شود که صدای اطرافش را نشنود و یا توجهی نکند. این حالت مانند کر شدن گوش است و نشاندهنده عدم توجه به جزئیات و تجربیات جدید است.
هوش مصنوعی: شخصی تو را از محل خوب و دلپذیر خود به حمام برد و در آنجا تو را در فضایی محدود و بسته قرار داد.
هوش مصنوعی: تو به گونهای احمقانه صحبت میکنی که من، شاعر، قسم میخورم که قول تو هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
هوش مصنوعی: اگر تصمیم به طلاق سهباره بگیری، این کار باعث میشود تا من بتوانم تو را از قید این ازدواج رها کنم.
هوش مصنوعی: وقتی کسی با همهمه و سر و صدای بیمعنا صحبت میکند، هیچ چیز از گفتههای او فهمیده نمیشود، مانند اینکه از صدای بوق و سر و صدای دیگر، کسی نتواند صدای کبوتر را بشنود.
هوش مصنوعی: اگر تو شاعری واقعی هستی و شعرت را با احساس و جدیت بیان میکنی، باید به این هجو پاسخ بدهی.
هوش مصنوعی: اگر کسی حواسش به کار خودش نباشد و به امور دیگران دخالت کند، باید بداند که این کار نتیجهای جز مشکلات برای او نخواهد داشت. در نهایت، بهتر است هر کس به فکر خودش باشد و از درگیریهای غیرضروری پرهیز کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آثار و نظرهای حکما وجود دارد، قوانین شاعری و پیچیدگیهای قافیهها نیز پابرجا خواهد بود.
هوش مصنوعی: در هیچ شکل و قالبی نمیتوان به ذوق سوزنی هجویی که تو انجام میدهی پی برد و درک کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که شغل و کار بر روی سوزن و دقت در آن وجود داشته باشد، در نهایت همه چیز به نقطهی اول و به مرحلهی ابتدایی خود بازمیگردد.
هوش مصنوعی: ای کاش تو را به تازیانهای از کنایه و طعنه بزنند تا جایی که سر تو را به خاطر نوشتههایت سوراخ کنند.
هوش مصنوعی: وقتی که خر تحت فشار قرار میگیرد، به خاطر همدستی دیگران نسبت به او دچار سختی میشود. من نیز مانند تب شدید و آشفتهای برای تو، تنش و ناراحتی به وجود میآورم.
هوش مصنوعی: هرگز من به صورت تو بیاحترامی نمیکنم و سخن ناپسند نمیگویم، تا وقتی که تو زنده هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه ، بی سفینهٔ جود تو مانده ام
از چشم و دل در آتش و توفان صاعقه
دیدستم از مفارقت صدر تو همانک
بیند تن از مفارقت نفس ناطقه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.