حکیم نوزده چون بیست و هفتگان بیند
همان زمان دو سی اندر نود زمان بیند
بدان زمان نشود دلشکسته از پی آن
که سود خویش سراسر در آن زیان بیند
حکیم نوزده در آب و آینه نگرد
که تا ز صورت خویش اندر او نشان بیند
به آینه نگرد خر فراخ . . . ن بیند
به آب ور نگرد زشت قلتبان بیند
تو دیو بینی و ابلیس نقش بر دیوار
در آب و آینه او خویشتن چنان بیند
حکیم نوزده دارد یکی کلان . . . ری
ولی چو پس نگرد در میان ران بیند
حکیم نوزده پیرانهسر بپست شود
گهی که از پس خود گنده جوان بیند
حکیم نوزده را علتی پدید آمد
که راحت از سر کالفته کلان بیند
به هوشیاری شرم آیدش بخسبد مست
ز تاب خیز مر او را چو ناتوان بیند
گرز بد به او در نهد چنان که سزد
به رایگانان کردن چو رایگان بیند
ز خواب مستی ناگه جهان جهان گردد
میان ران در . . . ن جوید و جهان بیند
دریغ مرد حکیمی که تان را پس پشت
هماره چون در دروازه پشتبان بیند
پدید باشد چون آفتاب و مر خود را
به زیر سایه تار اندرون نهان بیند
هلد به شهر خجند اندرون به تنهایی
وز آن به گرد سمرقند داستان بیند
چو شعر گوید آن خورده خرزه حکما
فزون ز نوزده من گوه در دهان بیند
به حلقه شعرا بربرید باید چون
حکیم نوزده خود را در آن میان بیند
رباط . . . ر غریبان و شهریان سازد
فراخ . . . ن را کز دور کاروان بیند
من ار غریب خوهم بود از پس یک ماه
بدان رباط مرا نیز میهمان بیند
به سرگرانی برخیزد از کلانی . . . ن
سبک بخسبد چون سرخ سرگران بیند
هجای من چو بخواند فزون ز دیوانی است
گران ندارد و بر من دگر ضمان بیند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حکیمی به نام "حکیم نوزده" اشاره میکند که در پی فراهم آوردن سود و منفعت شخصیاش به زیان و خطراتی که وجود دارد، توجهی نمیکند. او خود را در آینه و آب نمیبیند و بر این باور است که نمایانگر خودش در آنها نمیتواند به درستی دیده شود. حکیم به ناکامیهایی که در زندگی دارد پی میبرد و در روند جوانی و پیری خود دچار شک و تردید میشود. او با بیداری و هوشیاری به واقعیتهای زندگی خود پی میبرد اما در عین حال از خواب ناآگاهی نیز رنج میبرد.
شاعر در ادامه به احساس تنهایی و غربت حکیم اشاره میکند و چگونگی مواجهه او با درد و مشکلات زندگی را به تصویر میکشد. حکیم در جمع شعرا و در فضاهای ادبی همواره به دنبال جایی برای قرار گرفتن و هویت خود است. او دغدغههای درونی و کشمکشهای روحیاش را به صورت زیبا و شاعرانه توصیف میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که وجودش در جامعه و در بین دیگران چگونه باید باشد.
هوش مصنوعی: حکیم نوزده، مانند سی سالهها، در آن لحظه دو مورد را همزمان در نود زمان مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان دلشکسته میشود، نباید به خاطر این باشد که به فکر نفع خود است، زیرا در واقع فقط ضرر خواهد دید.
هوش مصنوعی: عقل سلیم و خردمند نباید زیاد در آب و آینه بگردد تا تصویر خود را ببیند و به خود مشغول شود.
هوش مصنوعی: به آینه نگاه نکن، چون ممکن است به آنچه نمیخواهی، توجه کنی. اگر به آب نگاه کنی، زیبایی را مشاهده میکنی، و اگر از خود دور شوی، زشتیها را خواهی دید.
هوش مصنوعی: تو موجودی را میبینی که شبیه دیو است و ابلیس تصویرش بر دیوار آب و آینه میافتد و او نیز خودش را در آن تصویر میبیند.
هوش مصنوعی: حکیم به تعداد نوزده روش و بینش دارد، اما وقتی از راه میانبر و سطحی به موضوعی نگاه کند، ممکن است نادیده بگیرد که واقعیتها بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که به ظاهر دیده میشوند.
هوش مصنوعی: انسانی حکیم، زمانی که به سن نوزده سالگی میرسد و از خود میگذرد، ممکن است ببیند که جوانتر از خود را به طرز ناپسند و ضعیفتری در زندگی مواجه میشود.
هوش مصنوعی: حکیم نوزده به دلیلی به وجود آمد که راحتی او از سر گرفت و به خوبی توانست مشکل خود را حل کند.
هوش مصنوعی: گاهي خويشتندارى، شرمنده مىشود و به خواب مىرود، در حالى که از شدت محبت و شوق به معشوق، مانند ناتوانها میماند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به او بدی کند، باید همانند برخورد با افرادی که لایق نیستند با او رفتار شود، زیرا وقتی او خود را بیقید و تعهد میبیند، سزاوار چنین برخوردی است.
هوش مصنوعی: ناگهان از خواب غفلت بیدار میشود و به دنیای واقعی رو میآورد و در این حال، در میان زندگی و اتفاقات آن، به جستجوی حقیقت میپردازد و واقعیتها را میبیند.
هوش مصنوعی: چه حیف که مردی خردمند وجود ندارد که تو را از پشت و به مانند دربانی که در دروازه مراقب است، ببینید.
هوش مصنوعی: چون آفتاب نمایان است، اما او خود را در سایه تاریکی پنهان میبیند.
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به تنهایی به شهر خجند میرود و سپس در مسیرش داستانهایی از سمرقند را مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: وقتی شعری میخواند که از حکما میگوید، آن شخص به اندازهای دانش و تجربه دارد که بیشتر از نوزده من (واحد وزن) ارزشمندی را در دهان خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: برای ورود به جمع شاعران، باید مانند حکیم نوزدهم، خود را در آن محیط مشاهده و درک کنی.
هوش مصنوعی: رباط به معنای کاروانسراست و به جایی اشاره دارد که برای مسافران و مسافران غریبه و شهری وسیع و گسترده ساخته شده است. این مکان به کسانی که از دور و بر میآیند و در مسیر خود به کاروان میپیوندند، امکاناتی فراهم میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه من غریب و تنها هستم، پس از یک ماه در آن مکان، کسی مرا نیز به عنوان مهمان خواهد دید.
هوش مصنوعی: وقتی کسی در اوج خوشحالی و شادابی بیدار میشود، خواب خفیف و آرامی ندارد و نمیتواند به راحتی بخوابد، زیرا دلیلی برای نگرانی و ناراحتی نمیبیند.
هوش مصنوعی: زمانی که نام من را صدا میزنند، تصور میکنم که فراتر از جنون و بحران بیوزنی است. هیچ دارایی برای من اهمیت ندارد و دیگر چیزی نمیتواند بیم و نگرانی برای من به ارمغان آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.