ای دو لب تو قافله قند شکسته
قد تو سر سرو سمرقند شکسته
بادام دو چشم تو بعیاری و شوخی
صدبار بهر لحظه درکند شکسته
از هیبت مژگان دو بادام تویی جنگ
چنگال هژبران زلفین رند شکسته
از جنگ نیارامدی آنچشم چو بادام
از سنگ دو سه سنگ زن رند شکسته
از سنگ شد آن کندی بادام تو از چنگ
در پوست چو از باد صبا بند شکسته
بر لعل شکرخند که نرخ شکر و لعل
کردی بدو لعل شکر آکند شکسته
خوش باش بدان دو لب خوشخند که کردی
بازار شکر زان لب خوشخند شکسته
بادی که شکنهای دو زلف تو پراکند
زان باد دلی چند پراکند شکسته
چین و شکن زلف تو چند است ندانم
دانم که در او هست دلی چند شکسته
جای دل من نیست در آنزلف که نبود
هرگز دل مداح خداوند شکسته
ممدوح هنرمند که از هیچ هنرمند
نه مهر گسسته است و نه پیوند شکسته
. . . که ندارد ز هنرمندان مانند
تا هست ز مانند چو مانند شکسته
ای بنده نوازی که کف راد تو دارد
آز دل خرسند بخرسند شکسته
دارد شره جود بر آنگونه که گوئی
دیوانه شدستی کف تو بند شکسته
فرزانه نصیرالدین کز دولت او نیست
ارز هنر و قدر هنرمند شکسته
نپذیرد اگر پند دهندش که مده مال
نبود شره جود وی از پند شکسته
جز مدح تو ترفند بود هرچه نویسم
کردم قلم از یافه و ترفند شکسته
چون خاطر من مدحت تو زاید فرزند
موئی نخوهم بر سر فرزند شکسته
گر آتش مدح دگران بایدش افروخت
تا سوخته تر باشد یارند شکسته
در مدح تو گردد بدرستی سخن من
آنکس که بیابی سخن افکند شکسته
دارد ببقای تو فلک بیعت و سوگند
هرگز نخوهد بیعت و سوگند شکسته
دارد دل اعدای تو سوزی که نگردد
آن سوز بکافور و بریوند شکسته
بر بستر غم خفت حسود تو چنان زار
کش تن شود از بار قزاکند شکسته
وز دار محن گشت عدوی تو نگونسار
چون خوشه انگور براوند شکسته
حسادترا در دل و در پشت شکسته است
جز پشت و دل حاسد مپسند شکسته
تا شهره بود غمزه معشوق غنوده
تا طرفه بود طره دلبند شکسته
در طره آن قند لب آویز که مژگانش
دارد صف جادوی دماوند شکسته
از قند لبی بوسه همی خواه که دارد
از دو لب خود قافله قند شکسته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که به توصیف ویژگیهای ظاهری او پرداخته میشود. شاعر با کنایه و استعاره، از لبهای خوشخند، چشمهای بادامی، موی زیبا و زلفهای پرچین و شکن معشوق سخن گفته و از تأثیر این زیباییها بر دل و جان خود و دیگران صحبت میکند. او همچنین به حسادت دشمنان و دشواریهای عشق اشاره میکند و در انتها میگوید که زیبایی معشوق باعث شادی و نشاط او شده و جهان را تحت تأثیر قرار داده است. در کل، شعر به مدح و ستایش معشوق و وصف احساسات و آثار زیبایی او بر دل عاشق میپردازد.
هوش مصنوعی: ای دو لبت، مانند کاروانی از قندهای شکسته است و قامت تو همچون درخت سرو در سمرقند، زیبا و سر به فلک کشیده است.
هوش مصنوعی: چشمهای تو مثل بادام هستند، و شوخی تو هر لحظه میتواند دل را به طرز صد باره بشکند.
هوش مصنوعی: با نگاه پر از زیبایی و جذابیت چشمانت، به یاد جنگی میافتم که در آن چنگالهای زلفهای بیتاب تو گوی سبقت را از همه میربایند.
هوش مصنوعی: چشمانت، مانند بادام در میان سنگهای سخت، از جنگ و درگیری آسوده نیستند و چند سنگزنِ غافل، تو را شکستند.
هوش مصنوعی: بادامی که از درختش افتاده و بیحس و حال شده، همچون سنگی سفت و بیجان است. وقتی که پوست آن به وسیلهی باد صبا پاره میشود، به راحتی از دست میرود و بندهایش را گسسته میبینیم.
هوش مصنوعی: به لعل زیبای شکرین لب نظر کن، چرا که تو قیمت شکر و لعل را به هم زدهای و به آن لعل زیبای شکرین عشق و دلباختگی ریختهای.
هوش مصنوعی: شاد باش به خاطر آن دو لب خوشخند، چرا که لبهای خوشخند تو بازار شکر را رونق بخشیده و شیرینی را به ارمغان آوردهاند.
هوش مصنوعی: بادی که درهم و برهمیهای دو زلف تو را پخش کرده، باعث شده است که دلهای زیادی در غم و اندوه پراکنده شوند و دچار شکست شوند.
هوش مصنوعی: نمیدانم که چه تعداد از پیچ و تابهای موی تو وجود دارد، اما میدانم که در میان آن، دلهای زیادی شکسته شده است.
هوش مصنوعی: دل من جایی ندارد در مویی که هیچگاه دل کسی که مداح خداوند است، شکسته نشده است.
هوش مصنوعی: مدح شایسته هنرمندی که نه از مهر و محبت با دیگر هنرمندان جدا شده و نه ارتباطش را با آنها قطع کرده است.
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که هیچ هنرمندی را نمیتوان یافت که شبیه او باشد، چرا که او در میان هنرمندان بیهمتاست و دیگران مانند او به اندازه او شکسته و آسیبدیده نیستند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به بندگان خود لطف میکنی و دلت برای آنها مهربان است، دل شاد و خرسند را از غم و اندوه نجات بده.
هوش مصنوعی: خوشی و سخاوتمندی به حدی است که گویی دچار جنون شدهای و دستت در بند و محدودیت نیست.
هوش مصنوعی: نصیرالدین فرزانهای است که در زمان او هنر و ارزش هنرمند به خاطر قدرت و ثروت او کاهش یافته است.
هوش مصنوعی: اگر کسی نصیحت کند که مال خود را نده، اما او داراییاش را با سخاوت ببخشد، نشانهای است از نادیده گرفتن نصیحت.
هوش مصنوعی: هر چیزی که دربارهات بنویسم، جز ستایش تو نیست و به همین دلیل، قلم من حتی اگر هم تلاش کند، به بنبست میرسد و نمیتواند به خوبی تو را توصیف کند.
هوش مصنوعی: وقتی که ذهن من به تمجید و توصیف تو مشغول باشد، هرگز بر سر فرزندم که آسیب دیده است، نمیزنم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دیگران مدح و ستایش کنی، باید آتش این ستایش را شعلهور کنی تا بیش از پیش عشق و احساسات را به جان و دل آنانی که شکسته و آسیبدیدهاند، برسانی.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که مدح و ستایش تو به درستی انجام میشود. تنها کسی میتواند به تو وام سخن بگوید که در موقعیت سخت و دشوار قرار گرفته و از تجربههای خود چیزی را بیان کند.
هوش مصنوعی: آسمان برای حفظ و بقای تو عهد و پیمانی بسته است که هرگز نقض نخواهد شد.
هوش مصنوعی: دل دشمنان تو به قدری میسوزد که این سوزش هیچگاه به سردی و خاموشی نمیرسد و همچنان داغ و تند باقی میماند.
هوش مصنوعی: بر روی بستر غم و اندوه، تو را به حال زار و نزار خود میکشم، چنانکه از دل سنگین غم، جسم و جانم را میشکند.
هوش مصنوعی: محنت و سختیهای زندگی، دشمن تو را به مانند خوشهای از انگور که میرسد و میشکند، در حال افول و زوال قرار داده است.
هوش مصنوعی: حسادت تنها در دل و پشت آن افرادی وجود دارد که حسود هستند، بنابراین نباید دل و پشت حاسد را نپسندید که تنها دلیل شکستن و آسیب دیدن حسادت است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی و ناز معشوق خوابیده بود، زیبایی و جلوه موی دلبند نیز مخصوص و خاص بود.
هوش مصنوعی: در موهای کوتاهمندانی که بر لبان قندین آویزان است، چشمانش به زیبایی صفی از جادوها میمانند و سرما و عظمت کوه دماوند را در هم میشکند.
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین او بوسهای میخواهم که مانند کاروانی از قندهای شکسته، لذتبخش و شیرین باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.