عید صیام آمد، موسم نوبهار هم
وصل نگار باید و باده خوشگوار هم
یار سپاه غمزه را چون به در آرد از حجاب
لشکر صد پیاده را بشکند و سوار هم
چشم تو کشت خلق را، رحم کن ای نگار من
ورچه وفا نمی کنی ظلم روا مدار هم
روز شمار بندگان دلبر شوخ دیده ام
از کرم این شکسته را بنده خود شمار هم
زلف و رخ تو برد وه در شب و روز ای صنم
خواب ز دیده من و از دل و جان قرار هم
نالم از آن که این زمان هست من شکسته را
سینه جراحت از غم و دیده اشکبار هم
ای دل اگر تو عاقلی رغم همه منازعان
باده به چنگ آور و ساقی گلعذار هم
غیر خیال او مرا نیست به کنج صومعه
در سر و کار عشق شد حاصل کار و بار هم
صوفی مستمند را آمده پیش، چون کند
پیری و عشق و مفلسی محنت روزگار هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مناسبت عید صیام و اجابت آن در فصل بهار اشاره دارد. او درباره عشق و دلتنگیهایش صحبت میکند و از زیباییهای معشوقش میگوید. دلخوشی و شوق وصال یار را در کنار غمهای ناشی از فراق بیان میکند. شاعر از درد و رنجی که عشق به او داده، ناله میکند و از او خواهش میکند که به او رحم کند. او به عاقل بودن دلش اشاره کرده و از بادهنوشی در این اوضاع صحبت میکند، به این معنا که عشق و شوق به معشوق اصل مهم زندگیاش است. در نهایت، به حال خود و دیگرانی که در عشق گرفتارند، میپردازد.
هوش مصنوعی: زمانی که عید رمضان فرا میرسد، فصل بهار نیز آغاز میشود و در این ایام، باید هم به دیدار محبوبی دلکش رسید و هم از نوشیدنی لذتبخش بهره برد.
هوش مصنوعی: وقتی که محبوب با ناز و غمزهاش از پشت پرده بیرون بیاید، قدرت دارد که حتی گروهی از پیادهنظام و سواران را شکست دهد.
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو باعث مرگ بسیاری از مردم شده است، پس ای معشوق من رحم کن، اگر هم به عهد خود وفا نمیکنی، لااقل ظلم نکن.
هوش مصنوعی: دلبر زیبای من با نگاههای بازیاش، روزها را بر من میگذرانده است. با مهربانیاش، حتی این شخص شکستخورده را هم بنده خود به حساب بیاور.
هوش مصنوعی: عزیز من، موهای تو و چهرهات در هر شب و روز روشنی خاصی دارند. وجود تو باعث میشود که من حتی خواب را از چشمانم و آرامش را از دل و جانم بگیرم.
هوش مصنوعی: من از حال و روز خود شاکی هستم، که سینهام پر از جراحات غم و چشمانم پر از اشک است.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر عاقل هستی، با وجود همه کسانی که سعی میکنند تو را از این کار بازدارند، باده را به دست بگیر و از ساقی زیبای گل مانند لذت ببر.
هوش مصنوعی: غیر از تصور او، هیچ چیز دیگری برای من اهمیت ندارد. در این مکان مقدس، تمام مشغولیاتم به عشق او ختم میشود و تمام تلاشهایم به نتیجهای در این راستا میرسد.
هوش مصنوعی: صوفی، که فردی زاهد و عارف محسوب میشود و به شدت تحت فشار مالی قرار دارد، به دنبال راهی برای جلب محبت و توجه به عشق و پیری میباشد. او در برابر مشکلات و سختیهای زندگی، به عشق و معنویت پناه میبرد و به نوعی از محنتهای روزگار رنج میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم
بی تو ز اشک لاله گون چهره پر و کنار هم
وعده آمدن مده غصه هجر بس مرا
بر سر آن فزون مکن محنت انتظار هم
تاب نیاورد تنت گر نه پی لباس تو
[...]
دور زمانه دشمنم گردش چشم یار هم
یار کمر بقتل من بسته و روزگار هم
بخت سیه به کین من، چشم سیاه یار هم
حادثه در کمین من، فتنهٔ روزگار هم
از مژه ترک مست من صف زده بر شکست من
کار بشد ز دست من، چارهٔ نظم کار هم
ساقی از این مقام شد، صبح نشاط شام شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.