از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست
در جواب او
تا نان گرم و کله بریان به کام ماست
از روی عیش قلیه زنگی غلام ماست
هر دعوتی که در همه آفاق پخته اند
هر کس که می خورد ز نهاری و شام ماست
ریواج خواست از من بیچاره دل شبی
گفتم که چیست، گفت خیالات خام ماست
روز ازل که رفت قلم بهر هر کسی
غافل مشو که قرعه دعوت به نام ماست
سیری مرا چو صوفی مسکین امید نیست
بر اشتهای من چه گواه، این کلام ماست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نعمتهای بیپایان دوست اشاره میکند و برکات و لذتهای زندگی خود را میستاید. او از غذاهای خوشمزه و دیگهای مهمانی میگوید که به نام اوست و هر دعوتی که برگزار میشود نشاندهندهٔ سعادت و اقبال اوست. همچنین، به خیالاتی که در دل دارد اشاره میکند و روز ازل را به یاد میآورد که همه چیز بر اساس مقدر شده است. در نهایت، او به وضعیت خود به عنوان صوفی اشاره میکند و در پی ارضای عطش معنوی و روحیاش است، در حالی که از سیری در دنیا ناامید است.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت دوستان، خوشبختی و موفقیت به نام ما ثبت شده و خوششانسی و سعادت در کنار ماست.
هوش مصنوعی: تا وقتی که نان داغ و شکار برشته شده در کنارت باشد، از خوشی و شادی زندگی و لذتی که از قلیه زنگی غلاممان میبریم حرف میزنیم.
هوش مصنوعی: هر نوع دعوتی که در دنیا آماده شده، هر کسی که از غذای ما استفاده کند، بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: یک شب، دل بیچارهام از ریا و فریب خواست که بداند چیست. من پاسخ دادم که این فقط خیالهای بیاساس و ناچیز ماست.
هوش مصنوعی: در روز نخست که مقدرات هر فرد نوشته شد، فراموش نکن که دعوت به حضور، به نام ما است.
هوش مصنوعی: من به حالتی شبیه به یک درویش بینوا هستم و دیگر امیدی به پرهیز از دلخواهیهایم ندارم، زیرا این کلام گواهی بر حال من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.